تفاوت عملکرد طرفین در جنگ ایران و اسرائیل چه بود؟ این تفاوت عملکردها چه نتیجهای به دنبال داشت؟
از رژیم صهیونیستی که حتی انعقاد نطفۀ تولدش هم نامشروع است، نمیشود انتظار عمل مشروع و اخلاقمدارانه داشت. هدف همیشه برای آنها وسیله را توجیه کرده و آنها برای رسیدن به اهدافشان حتی از خودشان هم قربانی میگیرند، چه رسد به دیگران. هدف یهود حکومت جهانی بر کل دنیاست، در مسیر رسیدن به این هدف هم نابودی تمام دولتها، ملتها و امتها هیچ اهمیتی ندارد. قبلاً به دلیل دشمنی ایران و اسرائیل پرداختیم و دانستیم که نبرد بین این دو جبهۀ خیر و شر اجتنابناپذیر است. حالا این جنگ از حوزۀ جنگ عقیدهها، باورها و اندیشهها و نبرد رسانهها و روایتها به حوزۀ نظامی رسیده و جنگ مستقیم ایران و اسرائیل آغاز شده است.
رژیم صهیونیستی برای قدم برداشتن در مسیر رسیدن به هدف خیالی و نامشروعش یعنی حکومت جهانی یهود، در یک عمل نسنجیده، غیرقانونی و غیراخلاقی به خاک ایران حمله کرد. این جنایت در حالی رخ داد که ایران اسلامی بارها به او فرصت داده بود، تا از زیادهخواهیها و اقدامات کثیفش دست بردارد. اسرائیل پیش از این هم در حریم خاک ایران تجاوزهایی صورت داده بود، برای مثال «اسماعیل هنیه» را در خاک ایران به شهادت رساند. اما خویشتنداری و صبوری ایران در وقاحت او اثر نکرد، زیرا ذات او با شرارت و پلیدی آمیخته است. با وجود آنکه صهیون پیش از جنگ ایران و اسرائیل هم دانشمندان ایرانی بسیاری را ترور کرده بود، تجاوزهای جسته و گریختۀ دیگری هم در ایران صورت داده بود، جاسوسها و مزدوران بسیاری در ایران برای خودش گماشته بود و تخریبها و دروغهای رسانهای بسیاری در راستای براندازی جمهوری اسلامی ایران و جنگ داخلی در ایران ترتیب داده بود، ایران همچنان به او فرصت اصلاح عمل و پشیمانی داد، اما او نه تنها از کردههایش پشیمان نشد، بلکه حریصتر و زخمیتر عمل کرد و آغازگر جنگی تحمیلی علیه ایران شد. او با هدف براندازی و نابودی به ایران حمله کرد، اما ماخواسته ایران در رسیدن به اهداف تمدنی و جهانیاش دهها سال به جلو انداخت. انقلاب اسلامی ایران همواره دنبال معرفی، فراخوان و جذب آزادگان عالم در جبهۀ حق بوده، تا همگی دست به دست هم بدهند و منجی موعود را به زمین پاگشا کنند. ابرقدرتهای پوشالی سالها ایران را درگیر جنگهای رسانهای، روانی، شناختی، اقتصادی و … کردند، تا ایران نتواند جهان را در باور تمدنسازی جهانیاش در سایۀ منجی موعود همراه کند.
حملۀ ناجوانمردانۀ صهیون و تفاوت عملکرد طرفین در جنگ ایران و اسرائیل بهترین معرفینامۀ علنی و نمایشگاه حضوری برای شناخت و معرفی حقیقت طرفین جنگ بود. دیگر نه قدرت رسانه، نه روایت دشمن، نه ثروت و نه قدرت کاری از پیش نبرد. اینجا قدرت ایمان کارساز شد و آینۀ تمامنمای طینت پاک انقلاب ایران و ذات پلید دشمن شد. قدرت توحید و ایمان انقلاب ایران در جنگ ایران و اسرائیل توانست دست آزادگان جهان را در دست ایران اسلامی بگذارد و صدای آزادگی مردم آزاده و صالح آخرالزمان را با صدای قدرتمند منجیخواهی و تمدنساز ایرانیان هماهنگ کند. آمریکا و اسرائیل مَرکب راهوار ایران برای معرفی حقیقتش به جهان شدند. جهان در جنگ ایران و اسرائیل با چشم خودش تجاوز، ظلم، دروغ، تزویر، کودککشی، عالِمکشی و زور را در جبهه باطل و از جبهۀ ایران استقامت، ظلمناپذیری، همدلی و محبت بین مردم، اتحاد و عشق بین ملت و دولت، ایمان و رنگ خدا را دید. دنیا در این نقطه بود که آنچه راجع به مدینۀ فاضله و دولت کریمه در داستانها شنیده بود را باور کرد و میل به تشکیل این دولت در دلش جان گرفت. مگر تفاوت عملکرد طرفین در جنگ ایران و اسرائیل چه بود که آزادگان جهان به حقانیت ایران پی بردند؟ برای دانستن پاسخ این سؤال با ما همراه باشید.
عملکرد ایران در جنگ 12 روزه
جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به جنگ تحمیلی و تجاوزی که اسرائیل به ایران صورت داد، عملیات «وعده صادق 3» را آغاز کرد. این عملیات در 23 خردادماه سال 1404 همزمان با عید غدیر به دنبال پیام تلویزیونی رهبر جمهوری اسلامی ایران «سید علی خامنهای» با رمز «یا علیبنابیطالب» شروع شد. عملیات وعده صادق 3 تا سوم تیرماه در قالب 22 دوره حملۀ موشکی و 10 مرحله حملۀ پهپادی طول کشید. در عملیات وعده صادق 3 مراکز مهم اطلاعاتی، نظامی و جاسوسی رژیم صهیونیستی مورد هدف قرار گرفتند. حملههای سایبری به سامانههای پدافندی و مراکز اطلاعاتی اسرائیل هم بخشی از این عملیات بود. ایران 150 هدف در سرزمینهای اشغالی را مورد حمله قرار داد. پایتخت اسرائیل «تل آویو»، قطب نفتی و اقتصادی اسرائیل «حیفا»، بتیام و رخووت میزبان حملات پیدرپی موشکی و پهپادی ایران اسلامی بودند.
با وجود مکر و حیلۀ اسرائیل در شروع حمله، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در سریعترین حالت ممکن پاسخی دندانشکن را آغاز کردند. نیروهای مسلح انقلاب اسلامی به صورت کارآمد و مهندسی شده به صورت همزمان از انواع موشکهای بالستیک مثل قدر و سجیل و همچنین موشکهای هایپرسونیک مثل فتاح استفاده کردند. البته مانور قدرت نظامی ایران در جنگ ایران و اسرائیل محدود به همین سطح نبود؛ موشکهای هدایتپذیر عماد، موشک راهبردی خیبرشکن، موشک خوشهای خرمشهر و … هم بخشی از قدرتنمایی ایران بودند. ایران در میدان عمل ثابت کرد که در باب قدرت نظامی حرفهای بسیاری برای گفتن دارد. پهپادهای رادارگریز «آرش» یا پهپادهای «شاهد» برگ جدیدی از هنر نظامی ایران بودند. موضوع مهم آن بود که ایران با عملیاتهای پیدرپی و حسابشده فقط برای خودش اعتبار و آبرو نخرید، بلکه آبروی عاریتی رژیم غاصب صهیونیستی را هم زیر لگدهایش له کرد. اسرائیل که تا دیروز عمدۀ عزت، قدرت و اعتبارش را در سامانههای دفاعی و پدافندی چندلایهاش میدید، جداً در این جنگ توسط ایران اسلامی بیآبرو شد. ایران در کمترین زمان و سریعترین حالت ممکن افسانۀ ضد ضربه بودن و نفوذناپذیری صهیون را به سرابی پوچ تبدیل کرد. اسرائیل که با قدرت رسانه توانسته بود، سامانههای «گنبد آهنین»، «فلاخن داوود» و «پیکان» را آسیبناپذیر و غیر قابل نفوذ جا بزند، مقابل چشم جهانیان سرافکنده و رسوا شد. اغلب موشکها و پهپادهای ایرانی به راحتی از افسانۀ نفوذناپذیری آسمان اسرائیل عبور کردند، گنبد خیالیشان را شکستند و به قلب هدفهایشان اصابت کردند. صهیونیستها در نهمین روز جنگ دیگر قادر به رهگیری حتی یک موشک ایران اسلامی هم نبودند. تفاوت مهم عملکرد طرفین در جنگ ایران و اسرائیل در انتخاب محل حملهها بود. اسرائیل از هدف گرفتن مناطق مسکونی و کشتن زنان و کودکان بیگناه ابایی نداشت و حملههای ناگهانی و غافلگیرکنندۀ بسیاری در دستورالعمل خود داشت، درحالیکه ایران هشدارهای پیش از حمله صادر میکرد، به نوعی دشمن را به پناه گرفتن سوق میداد، فرصت نجات جانشان را فراهم میکرد و سعی بر هدف قرار دادن اماکن دولتی داشت. رژیم صهیونیستی هر گونه انتشار خبر، گزارش، تصویربرداری، اشتراکگذاری ویدیو و عکس از خسارتها و تلفات وارد شده را ممنوع کرد و برای آن جرمهای سنگین معین کرد، البته باز هم به روشهای مختلفی حقایق خسارتها و آسیبها منتشر میشد، درحالیکه ایران با شفافیت بیشتری با این موضوع برخورد کرد و ابایی از نشر حقایق نداشت. مراکز مهمی مثل مجتمع نظامی اطلاعاتی «کریا» معادل پنتاگون در اسرائیل، مقر وزارت جنگ اسرائیل، مؤسسه تحقیقاتی «وایزمن»، مرکز اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل به نام «آمان»، محل مربوط به هماهنگی بزرگترین مرکز فرآوری سوخت اسرائیل یعنی پالایشگاه «بازان» در حیفا، مرکز اصلی تولید ریزپردازنده و فناوری پیشرفته در منطقۀ صنعتی «کریات گت»، فرودگاه «بنگوریون»، مرکز تحقیقات هستهای اسرائیل و مراکز فرماندهی و کنترل ارتش اسرائیل و موساد در تلآویو و حیفا از جمله اهداف پهپادها و موشکهای ایرانی بودند.
عملکرد اسرائیل در جنگ 12 روزه
اسرائیل در حملهای ناجوانمردانه فرماندهان برجستۀ نظامی ایران را ترور کرد، کاری که قدرت فروپاشی هر دولتی را دارد، اما ایران اسلامی را تکان نداد؛ زیرا تفکر حاکم بر انقلاب اسلامی ایران معطوف به افراد نبوده بلکه معطوف به قدرت جمعی و نوع نگاه به انسان است. اسرائیل بیش از ده تن از دانشمندان هستهای و دانشمندان حوزه هایی مثل هوش مصنوعی و رادیو داروی ایران را هم ترور کرد. اقدامی که از منظر بینالملل نقض قوانین و مقررات محسوب شده و غیرقانونی است. صهیونیستها برخلاف قوانین اخلاقمدارانۀ ایران آغازگر حمله بودند و به سامانههای پدافندی و راداری ایران آسیب زده و نیروهای مسلح ایران را غافلگیر کردند. آنها سالها برای این حمله برنامهریزی کرده، مزدوران بسیاری را برای جاسوسی آموزش داده و به ایران فرستاده بودند. هزاران ریزپرنده را توسط مزدورانشان در خاک ایران به پرواز درآورده و ترورهای بسیاری انجام دادند. بارها به سیستمهای دفاعی، بانکی و شهری حملههای سایبری داشته و در آنها اختلال ایجاد کردند. صهیونیستها در جنگ ایران و اسرائیل بسیار تلاش کردند تا بیشترین بهره را از پلتفرمهای شبکههای اجتماعی و فضای مجازی برای اهداف نظامی و اطلاعاتی ببرند. وزیر ارتباطات ایران صراحتاً اعلام کرد که در جنگ ایران و اسرائیل حدود 22 هزار حملۀ سایبری علیه ایران صورت گرفت. البته این حملههای سایبری از دو روز پیش از جنگ آغاز شد و تا دو روز بعد از آتشبس هم ادامه داشت. در جنگ ایران و اسرائیل حملههای متعددی از سمت طرف صهیونیستی به چندین منطقۀ مسکونی انجام شد، تأسیسات هستهای نطنز، خنداب اراک و خرمآباد، فرودگاه مهرآباد، سازمان صدا و سیمای ایران، برخی انبارهای نفت و بنزین شهری، بعضی میادین گازی و نفتی در بوشهر را مورد حمله قرار داد.
در شرایطی که مردم ایران در بحبوحه جنگ ایران و اسرائیل به خیابانها میریختند، راهپیماییهای حماسی کیلومتری برپا میکردند، با همدلی و اتحاد به یکدیگر پناه داده و کمک میکردند، موشهای دزد صهیونیستی یا در پناهگاههایشان مخفی شده بودند، یا به کشورهایی که روزی آنجا ساکن بوده و سپس به فلسطین آمده و تصاحبش کرده بودند، برگشتند. از آنجا که پروازها لغو شده بود، صهیونیستها از طریق زمین و دریا از فلسطینی که به زور غصبش کرده بودند، فرار میکردند و این به جهان نشان داد صاحبان اصلی فلسطین چه کسانی هستند.
نقش آمریکا در جنگ 12 روزه
آنچه بر هیچکس پوشیده نیست، حمایت تمامقد آمریکا از اسرائیل است، شیوۀ حمایتی که شاید دیگر نشود نام آن را صرفاً حمایت گذاشت، بلکه نام «همتیمی» برای آن سزاوارتر است. بخش عمدۀ جنگندهها، پهپادها و حتی سامانههای پدافندی رژیم صهیونیستی در جنگ ایران و اسرائیل توسط آمریکا تأمین شد. نتانیاهو و ترامپ ملاقاتهای مکرری با هم داشتند و جنگ را در کنار هم و با همفکری یکدیگر پیش بردند. حتی برخی از اموال و امکانات رژیم صهیونیستی در دوران جنگ ایران و اسرائیل در آمریکا نگهداری و محافظت شد، اما آمریکا در ابتدا مستقیماً و علنی وارد جنگ نشده بود. روزنامه هاآرتص در چهارمین روز جنگ فاش کرد که یک جلسۀ اضطراری مشترک بین نمایندگان سنتکام[1] و فرماندهان ارتش اسرائیل برگزار شده است. تلآویو در این جلسه درخواست تحویل هر چه سریعتر چندین واحد سامانۀ رهگیری، موشک تامیر و پهپاد کرده است. چند ساعت بیشتر نگذشت که هواپیمای نظامی آمریکا همراه با تجهیزات فوق پیشرفته از پایگاه «رامشتاین» آلمان به خاک فلسطین اشغالی وارد شدند. از طرفی بیش از 70 درصد عملیاتهای شناسایی و رهگیری موشکهای ایران توسط ماهوارههای جاسوسی آمریکا انجام میگرفت. وقتی جنگ ایران و اسرائیل به روزهای میانی رسید و کار شدت گرفت، اسرائیل به عجز و ناتوانی خود در مقابله با ایران پی برد، پس دیگر حتی ظاهراً هم به فکر حفظ آبرویش نبود و مثل زالویی که از خون دیگری مینوشد، خود را به ترامپ وصل کرد و مدام از ارتباط گرم، حمایت قاطع و روابط تنگاتنگ خود و ترامپ سخن میگفت. این ماجرا چنان شدت یافت که هنرمندان هم به میدان آمدند و این رابطۀ مضحک و خونین را با کاریکاتور به نمایش درآوردند.
اسرائیل در پروژهای نسنجیده به دنبال براندازی دولت ایران بود، اما پروژۀ براندازی خودش کلید خورد و همگان به چشم خود دیدند که اسرائیل فقط صدای یک طبل توخالی است و نه صرفاً به شکل تاکتیکی بلکه در بنیان راهبردیاش بدون آمریکا نمیتواند از موجودیت امنیتی و نظامیاش در مقابل ایران محافظت کند.
نهایتاً پس از گذشت کمتر از 10 روز آمریکا تصمیم گرفت که مستقیماً به جنگ ایران و اسرائیل ورود کند، زیرا به خوبی خطر فرو رفتن در باتلاق یک جنگ فرسایشی و کنترلناپذیر را حس کرده بود؛ اگرچه آمریکا به سایت فردو حمله کرد، اما ایران پیش از حمله برای این ماجرا تدبیر کرده بود و در نتیجه آسیب چندانی به مرکز وارد نشد. چند ساعتی بیشتر نگذشت که ایران پایگاه «العدید» قطر را که بزرگترین و مهمترین پایگاه نظامی آمریکا در غرب آسیاست در عملیات «بشارت فتح» مورد حمله قرار داد و عملاً آمریکا را در منطقه فلج کرد.
آمریکا میدانست که این درگیری در صورت ادامه یافتن به یک بحران چندماهه با پیامدهای خطرناک جهانی و منطقهای تبدیل میشود. تداوم شلیکهای موشکی ایران، اتحاد مردمی، تحریک غیرت و ایمان ایرانیان، آمادهباش حزبالله لبنان، تهدید انصارالله یمن به بستن بابالمندب، حملههای راکتی از عراق به پایگاههای آمریکا در سوریه، خستگی اسرائیل از تکرار رهگیریها، فشار سنگین بر لجستیک و جابهجایی نیروها خبر از یک درگیری طولانیمدت میداد. جبهۀ شیطان به فرماندهی آمریکا و اسرائیل در جنگ ایران و اسرائیل به خوبی تفاوت ایران اسلامی را با سایر دولتهای ضعیف منطقه فهمیده و خطر را حس کرده بود. به همین دلیل پیشنهاد آتشبس توسط آمریکا مطرح شد.
پنتاگون در روز هشتم جنگ در گزارشی هشدار داد، اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ظرف دو هفته توان دفاعی اسرائیل تحلیل میرود. آمریکا دیگر نمیخواست تجربۀ عراق، افغانستان و لیبی را در قلب خاورمیانه، آن هم با کشور قدرتمندی مثل ایران تکرار کند. او به خوبی دانسته بود که در صورت طولانی شدن این نبرد، هزینههای اقتصادی، روانی و ژئوپلتیکی سنگینی برای اسرائیل و واشنگتن رقم میخورد.
نتایج جنگ بین ایران و اسرائیل
برخلاف تصور آمریکا و اسرائیل، تبعات زودهنگام فراوانی برای اسرائیل ایجاد شد. فرار سرمایه، کاهش ذخایر تسلیحاتی، افزایش عجیب بیمۀ حمل و نقل دریایی و اختلال در مسیر انرژی شرق مدیترانه از جملۀ این تبعات بود. جنگ ایران و اسرائیل یک برد کمهزینه برای ایران بود، زیرا با وجود پرداخت هزینۀ کم توانست به اهداف بلندمدت خود برسد. در این بین، رسوایی، بی آبرویی و نفرت جهانی مردم از اسرائیل و دولتمردان آمریکا یکی از اهداف ایران بود که به آن رسید. سیاستمداران و دولتمردانی مثل ترامپ و نتانیاهو در قماری که با جنگ ایران و اسرائیل به راه انداختند، شرافت و اعتبار خود و دولتشان را به انقلاب اسلامی ایران باختند. در اوج جنگ ایران و اسرائیل که مردم ایران به نهایت اتحاد، عشق، محبت و همدلی رسیده بودند و اتصال قلبی و عملی بسیار عمیقی با دولتمردان و نیروهای مسلح رسیده بودند، اسرائیل از درون متلاشی شده بود. هرچه اعتماد و باور دولت و ملت ایران در جنگ ایران و اسرائیل بیشتر میشد، بیاعتمادی و چالشهای بین مردم اسرائیل با دولت جدیتر و عمیقتر میشد و کار به اعتراضهای خیابانی و درگیری فیزیکی با نیروهای مسلح کشیده شد. با وجود تمام تلاشی که رسانههای اسرائیلی ضدایرانی برای ضربه زدن به همبستگی مردم انجام دادند و با وجود حملات ناجوانمردانه اسرائیل به مناطق مسکونی باز هم از تمام جنبهها این جنگ شکستی مفتضحانه برای اسرائیل رقم زد. زیرا حتی در مواردی مانند استقرار مراکز نظامی و سامانههای پدافندی هم جهان تقاوت فاحش میان تفکر بر حق ایران اسلامی و تفکر زالو صفتانه اسرائیلی را مشاهده کرد. به راستی جمهوری اسلامی ایران با چه وقت و هزینهای میتوانست این خروجیهای عظیم را برای خودش رقم بزند؟ انقلاب اسلامی از سران نادان جبهۀ باطل ممنون است که با خودشیفتگیها و تکبرهایشان مَرکبی تندرو برای رسیدن ایران اسلامی به مقصد نهایی جبهه حق فراهم کردند و به تمام آزادی خواهان جهان تفاوت میان ایمان به خدا و کفر را نشان دادند.
قدرت نظامی ایران تا پیش از جنگ 12 روزۀ ایران و اسرائیل برای بسیاری از مردم بیشتر شبیه یک مزاح بود و جهان عمیقاً آن را باور نداشت. اسرائیل و آمریکا به خیال خودشان میخواستند که کار ایران را تمام کنند و مانع اصلی رسیدن به بلندپروازیهایشان را از سر راه بردارند، اما ناخواسته خدمت بزرگی به انقلاب کردند و حقیقت قدرت آن را به جهانیان نشان دادند.
جنگ 12 روزه نمایشگاهی از قدرت برای ایران بود. اما جنس این رجزخوانی و به رخ کشیدن با خودنماییها و فخرفروشیهای سایر دولتها و ارتشها متفاوت بود. آنچه قدرت نظامی ایران را با قدرتهای نظامی سایر کشورها متفاوت میکرد، شاکلۀ توحیدی قدرت آنها بود. قدرت نظامی ایران صرفاً متکی به علم و دانش بشری نبود، بلکه بذر علمی بود که با ایمان و تقوای مؤمنان و صالحان آخرالزمان آبیاری شده بود و بر محور توحید رشد کرده و میوه داده بود.
موفقیت جمهوری اسلامی ایران از انقلاب تاکنون مدیون باور توحیدی و نگاه تمدنی رهبران انقلابی و تمدنساز و پیروان مطیع، موحد و تشکیلاتی ایران است. اگر امروز ایران علمدار نبرد نهایی و جهانی تمدنهای حق و باطل شده و توانسته اسرائیل غاصب را با خاک یکسان کند، آبروی آمریکا را بریزد، آزادگان جهان را با خود همراه سازد و به سیل تمدنسازان مهدوی آخرالزمان برساند، به دلیل موشکهای قدرتمندش نیست، بلکه به علت قدرت ایمان و اعتقاد در رساندن مردم به این باور است که جهان به منجی محتاج است و دنیا به دولتی کریمه نیاز دارد.
وظیفۀ ما ایجاد زمینۀ ظهور منجی است تا در سایۀ پرچم هدایت و تربیت او عالم را نجات بدهیم.
[1] فرماندهی کل نیروهای ارتش آمریکا در خاورمیانه، شرق آفریقا و آسیای مرکزی
