دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران چگونه است و علت محبوبیت امروز ایشان در جهان چیست؟
مردم دنیا قرنهاست که زیر دست و پای سیاستمداران له شدهاند و به آرامی به رباتهای دستآموز ابرقدرتها و دولتمردانشان تبدیل شدهاند. اغلب مردم دنیا سالهای طولانی درگیر جنگهایی شدند که چارهای جز پذیرش و همراهی با آن نمیدیدند و اخباری را شنیدند که راهی جز باور آن نداشتند. قرنهاست که ثروت و قدرت ابرقدرتها معین کرده که انسانها چگونه فکر کنند و حتی به چه چیزی فکر کنند؟ چه کسی را دوست بدانند و چه کسی را دشمن؟ به چه چیز معترض باشند و مقابل چه چیزی سکوت کنند؟ بمیرند یا زنده باشند؟ در بازی آلودۀ سیاست رسانهها غالباً جای ظالم و مظلوم عوض شده، حق و باطل جور دیگری به مردم معرفی شده و دوست و دشمن مطابق میل صاحبان ثروت و قدرت برای مردم تعریف شدهاند. یک نمونۀ بارز از جعل حقیقتها در این آشفتهبازار دروغ و نفاق رسانهای، معرفی حقیقت شخصیت رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران «سید علی خامنهای» است.
سیاستمداران و اندیشمندان سیاسی که همواره به دنبال تصاحب دنیا برای خود و حزب و گروههایشان بوده و مردم را ابزار رسیدن به اهدافشان دیدهاند، همواره در تلاشند تا افرادی را که با تفکرات مستکبرانه، ظالمانه، خودخواهانه و نژادپرستانۀ آنها مخالفند از میان بردارند. به همین دلیل پس از مدتها تحقیق و مشورت در اتاق فکرهای گروهی مراحل حذف و نابودی او را طراحی و سپس اجرا میکنند. از مهمترین بخشهای پروژۀ نابودی و حذف افراد، تخریب شخصیت آن فرد در افکار عمومی جهان به وسیلۀ وارونه نشان دادن واقعیت و دروغسازی در مورد اوست، تا به این طریق اعتماد مردم از او سلب شده و به او بدبین شوند. پس از انقلاب اسلامی ایران و رویکرد آن در مقابله با ظلم و استکبار، همچنین نادیده گرفتن توحید در حکومت، تربیت تمدنها و زندگی انسانها، جهان با جدی شدن نبرد تمدنها مواجه شد. نبردی بین خیر و شر که ایران پیشرو جبهۀ دفاع از خیر و خوبیها و تفکر صهیونیسم جهانی شامل آمریکا و زیردستانش سردمداران جبهۀ باطل هستند. از همان زمان پروژۀ تخریب رهبران الهی انقلاب اسلامی ایران کلید خورد. هر چه زمان از انقلاب اسلامی ایران میگذشت، سپاه باطل شیطان از تأثیرگذاری شخصیت و اندیشۀ الهی و انسانی سید علی خامنهای بیشتر ترسید، پس تنور آتش رسانهها را تندتر کرد و تا میتوانست، با دروغ به تخریب و جعل شخصیت ایشان در رسانههای جهانی پرداخت و دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران را تحت تأثیر قرار داد. متأسفانه دشمن تا حد زیادی توانست در این هدف موفق شود و حقیقت موحد، استکبارستیز، مقتدر، دلسوز، رحمان و مدبر رهبر الهی ایران را در جهان وارونه جلوه بدهد، ایشان را جوری که دلش میخواهد به دنیا معرفی کند و دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران را خودش ترسیم کند.
از آنجا که دست خدا بالای همۀ دستهاست و قدرت خداوند بر تمام قدرتها غالب است، جهان رفته رفته حقایقی را به چشم خود دید که این باور منفی تا حدی در ذهنها شکست و دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران رو به تغییر رفت. این تغییر باورها پس از ماجرای 7 اکتبر و عملیات «طوفان الأقصی» شدت بیشتری گرفت. آزادگان جهان که ظلم وصفناپذیر حاکم بر غزه و سکوت دنیا را میدیدند، جانشان به لب رسیده و سکوتشان را شکستند. اما تنها رهبر آزادمرد ایران را در کنار خود دیدند، رهبری که حال خوب، آرامش، رفاه و سعادت را برای همۀ دنیا میخواست، نه فقط گروهی خاص.
فصل جدیدی از تاریخ رقم خورد و قلب احرار عالم نسبت به رهبر وارسته و شجاع ایران روشن شد. حالا دیگر صالحان جهان راه نجات از ظلم را در دفاع از این مرد میدیدند و ارتباط قلبی، معنوی و حتی مکاتبات بین سید علی خامنهای و جوانان و دانشجویان دنیا شروع شد. این ارتباط به آرامی در حال جان گرفتن بود و دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران بهآرامی عوض میشد که سپاه شیطان نسنجیده خطایی کرد و در حملهای ناجوانمردانه جنگی را به ایران تحمیل کرد که گویی از عواقب آن خبر نداشت. این جنگ تحمیلی علیه ایران برگ برندۀ ایران و رهبر ما بود، زیرا کبریتی شد که به جان بیش از چهل سال دروغ و نبرد رسانهای علیه ایشان افتاد و آنها را آتش زد. جنگ تحمیلی اسرائیل علیه ایران حقیقت موحد، مقتدر و مدبر الهی و سیاسی ایشان را برای همگان برملا کرد و دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران وارد فاز جدیدی در دنیا شد. جهان مرد راستقامت و راستگویی را دید که با شخصیت چندبعدی الهی، سیاسی، علمی، کلامی، اخلاقی، فکری و نظامیاش در مقابل ظلم ایستاده است. مردی که از تنهایی نمیترسد، از آشوبهای داخلی و خارجی نمیهراسد، در علم و قدرت حرفی برای گفتن دارد، از شعار و دروغ پرهیز میکند و از کسی جز خداوند بزرگ حساب نمیبرد. گویی دنیا بعد از مدتها پدری را پیدا کرد که بدون ترس از چیزی میتوان به او تکیه کرد و مقابل بدیها ایستاد؛ مردی که میشود پابهپای او حرکت کرد، تا زمین برای آمدن منجی موعود آماده شده و مسیر نجات دائمی دنیا و برپایی دولت کریمه توسط منجی مهیا شود. اگر شما هم مشتاقید که بدانید، در سالهای اخیر، در بحبوحۀ جنگ 12 روزه، جنگ تحمیلی و پس از آن چه روابطی بین رهبر شهید ایران و آزادگان جهان شکل گرفت، دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران به چه سمتی پیش رفت و علت محبوبیت ایشان در جهان چه بود، با ما همراه باشید.
محبوبیت رهبر شهید ایران در جهان در جریان نبرد با حزب شیطان
گفتیم، بعد از انقلاب اسلامی ایران با تلاش مکارانۀ دشمن، دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران تا حدی منفی شده بود، اما لازم است به این نکته هم اشاره کنیم که سیاستمداران بزرگی هم حقیقت ایشان را به خوبی شناخته و در این باره سخن میگفتند. این افراد برخلاف دیگر سیاستمدارانی که نظر حقیقی خود را در مورد ایشان از ترس کدخدایان زورگو و مستکبر جهان مخفی میکردند، صراحتاً در مورد شخصیت ایشان صحبت کرده و بدون توجه به تلاش دشمن برای تخریب دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران، ایشان را میستودند. دبیر کل وقت سازمان ملل «کوفی عنان» پس از ملاقات با ایشان شدیداً تحت تأثیر شخصیت معنوی و سیاسی آقای خامنهای قرار گرفته و بیان کرد، شخصیت آقای خامنهای تلفیق عجیبی از ایمان و علم است. رئیس جمهور روسیه «پوتین» هم پس از ملاقات با ایشان بسیار منقلب شده و گفت، با تعاریفی که از حضرت مسیح شنیدهام، گویی رهبر شهید ایران همان مسیح است. وزیر سابق امور خارجه آمریکا «کاندولیزا رایس» صراحتاً اعلام کرد، رهبر شهید ایران قدرت دارد که بهترین نقشههایی را که بیشترین بودجهها و قویترین ذهنها صرف آن شدهاند با یک ساعت سخنرانی خنثی کند. دبیر کل پیشین سازمان ملل «خاویر دکوئیار پرز» هم پس از دیدار با ایشان گفت، من شخصیتهای سیاسی بسیاری را دیدم، اما تابهحال چنین شخصیت هوشمند و سیاستمداری را ملاقات نکردهام. نخستوزیر ژاپن «شینزو آبه» پس از سفر به ایران در مورد آقای خامنهای گفت، رهبر شهید ایران رشکبرانگیز است. ایران با وجود او غروری دارد که ما آن را در ژاپن باختهایم. ایشان همان رهبریست که ژاپن همیشه در حسرت او بوده است. این سخنان در مورد دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران فقط از زبان افراد آزادمردی بیان شد که از هر گونه توبیخ، تهدید و تحریم نترسیدند، اما غالباً فضا برای مردم جهان جور دیگری به تصویر کشیده میشد و رسانهها دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران را منفی رقم میزدند.
به ویژه دشمن توانسته بود، با تقویت تفکر نژادپرستانۀ عربی بعضی از اعراب، آنها را از آقای خامنهای منزجر کرده و به آنها القا کند که این مرد قصد حکومت بر اعراب و تضعیف جایگاه آنها در منطقه را دارد. با آنکه دشمن همچنان بر تبلیغات پلیدش در مورد دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران ادامه میداد، ماجرای 7 اکتبر ورق را برگرداند و به آرامی اعتماد و اعتقاد مردم دنیا به رهبر شهید ایران رنگ جدیدی به خودش گرفت. نامۀ رهبر شهید ایران به دانشجویان آمریکایی پیشبینی بر حقی از انفجار عقاید دانشجویان حامی فلسطین در اروپا و آمریکا بود. آزادگان، جوانان و دانشجویان رابطۀ قلبی و ایمانی جدیدی با ایشان برقرار کردند و اسم و عکس ایشان بین آنها و در تجمعاتشان برجسته شد. این محبت در جریان دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران به مرور عمیقتر شد و مأمن و محل رجوع حرکت و قیام احرار در جهان شد. زمان گذشت و حملۀ اسرائیل به ایران گُل نهایی برای پیروزی ایران شد و دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران را منقلب کرد. اسرائیل در حملهای ناجوانمردانه فرماندهان ارشد نظامی ایران را شهید کرد. اما سید علی خامنهای شجاعانه شورای جنگ تشکیل داد و شخصاً فرماندهی جنگ را به عهده گرفت و طومار رژیم جعلی صهیونیستی را در هم پیچید. محبوبیت رهبر شهید ایران در جهان غرب و عرب بالا رفت و در زمانی که تمام رهبران جهانی هریک به دلیلی چشم بر روی جنایات رژیم غاصب اسرائیل بسته بودند، رشادتهای ایشان سوژهٔ داغ شبکههای اجتماعی جهان شد. کابران فیلم و عکسهایی از بوسه بر عکس و رقص پیروزی در کنار تصویر ایشان منتشر میکردند و از ارداتشان به ایشان مینوشتند. ایمان، صلابت، قدرت و مقاومت ایشان عامل محبوبیت ایشان در قلب جهانیان شد. توییتر، اینستاگرام، یوتیوب و تیکتاک میدان نبرد جهانیان شده بود و عکس و جملات ایشان با هشتگ قهرمان ترند میشد. دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران به سمتی پیش رفت که تصمیمها، مواضع و سخنان این مرد، محور اخبار جهان و خط سیر حرکت آزادگان عالم شد. حالا دیگر احرار عالم مردی را یافته بودند که با خیالی آسوده میتوانستند، چشم به دهان او دوخته و مسیر حرکتشان را پیدا کنند. دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران جوری شد که مردم منتظر میماندند تا بیانات ایشان منتشر شود و آنها سوار بر موج دشمنشکن کلام شریف ایشان شده و پایههای طاغوت را بلرزانند. در بررسی دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران همین بس که یک کاربر عرب در توییتر واکنش جالبی نسبت به بخشی از سخنان رهبر انقلاب داشت و با انتشار عکس مخروبۀ موساد نوشت، یک میلیارد سال دیگر هم اعراب نمیتوانستند، چنین کاری انجام دهند. شبکههای اجتماعی بازتاب دهنده دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران شد و تجمعات کشورهای مختلف دنیا جولانگاه به میدان کشاندن بیانات ایشان شده بود. دیگر جهان پدر و رهبری یافته بود تا مردم را در ریشهکن کردن ظلم متحد کند.
علت محبوبیت رهبر شهید ایران در جهان
مردم جهان نزدیک شدن زمین به لحظۀ زایمان و شروع فصل نو تاریخ را حس کردهاند. دنیا به وضوح به سمت نو شدن میشتابد. تاریکترین لحظات شبانهروز، ثانیههای پایانی شب، یعنی همان لحظات پیش از طلوع صبح هستند. باید از تاریکی شب گذشت تا به روشنایی صبح رسید. مسیر زایمان زمین و نو شدن دنیا هم چنین است. مردم جهان باید از التهابات، تلخیها و تاریکیهای نهایی زمین با ایستادن در سمت درست تاریخ و نبرد نهایی تمدنها عبور کنند. جبهۀ نهایی نبرد تمدنها در آخرالزمان به راه افتاده است. جهان این التهاب و انقلاب را تا حدودی حس کرده، اما نمیدانست که باید به کدام آغوش بگریزد و زیر کدام پرچم پناه بگیرد. نیاز به منجی و انتظار برای آمدن منجی در قلب زخمی تمام مردم دنیا با هر نژاد و آیینی وجود دارد، اما مردم نمیدانستند که چگونه یک جبهۀ منتظر، مجاهد و هدفمند را تشکیل بدهند و ظهور را رقم بزنند.
آنها به رهبری موحد و آگاه به رمز سعادت انسانها نیاز داشتند. رهبر و فرماندهای که با تکیه بر خداوند، بدون ترس، با اقتدار و آگاه بتواند غدههای سرطانی زمین را از جا بکند و از زمین سقطشان کند. باید رهبری صادق و متخصص پیشقدم میشد و جبهۀ حق را به صورت منسجم و تشکیلاتی سر و سامان میداد. رهبران الهی انقلاب اسلامی ایران این قیام را به عهده گرفتند. ابتدا امام خمینی (رحمةاللهعلیه) و سپس سید علی خامنهای عهدهدار این مسئولیت خطیر جهانی شدند. متأسفانه مردم دنیا مثل فرزندانی که پدرشان را نشناخته و از او دور ماندهاند، تحت تأثیر رسانهها قرار گرفته و از آغوش رهبر، فرمانده و پدر آگاهی همچون سید علی خامنهای دور ماندند. مهمترین مسئله در این مسیر آن بود که جهان متوجه غدههای سرطانیاش بشود و طبیب و فرماندهای مورد اعتماد برای فراهم کردن مقدمات مسیر ظهور منجی موعود بیابد. این اتفاق در جهان رخ داد و صالحان جهان امید، اعتماد به خدا و اعتماد به نفس بسیار خوبی به دست آوردند. آنها رهبر موحد و معتمدشان را پیدا کردند.
مثلی لا یبایع مثله
پس از اینکه تهدیدها پیرامون به شهادت رساندن رهبر عزیز ایران شدت گرفت و رییس جمهور خبیث امریکا که نماینده حزب شیطان روی زمین است اعلام کرد که قصد این کار را در سر میپروراند؛ رهبر عزیز ایران با تاسی از جد شهیدشان این عبارت را به کار بردند «مثلی لا یبابع مثلک» این عبارت به این معناست که چون منی با چون تویی بیعت نمیکند. این من و تو به بیان ساده نمایندگی دو جبهه حق و باطل است. و ماهیت آخرالزمانی این جنگ را بر هر آزادهای مشخص میکند.
پس از اینکه این تهدید شوم عملی شد و ایشان در صبح روز دهم ماه مبارک رمضان سال 1447 توسط جنگندههای متخاصم ارتش امریکا به شهادت رسیدند؛ ماجرا درست برعکس چیزی پیش رفت که آمریکا گمان میکرد. درست مطابق با پیش بینی رهبر شهید ایران خون پاک این سید عزیز مردم ایران و بلکه مردم آزادی خواه جهان را بیدار کرد. شهادت ایشان زیر آماج تهدیدها در خانه و محل کار شناخته شدهشان توسط شقی ترین اشقیا هرچه را که در این مقاله بیان کردیم، به اثبات رساند و موجی از اندوه حماسی در انتقام این خون پاک جاری شد. موجی که هنوز دنیا کرانههای آن را به درستی مشاهده نکرده است و بسیار مانده تا اثر آن بر همگان آشکار شود. امروز جهان تنها خنثی شدن توطئههای 36 ساله دشمنان را در قبال این جان گرامی میبیند؛ اما این خون پاک جامعه جهانی را به خواست خدا به ساحل امن نهایی خواهد رساند. این هم نمونهای دیگر از پدرانگی رهبر شهید ما برای جامعه انسانی جهان است.
حالا دیدگاه جهانی درباره رهبر شهید ایران به یک دیدگاه تمدنی و انقلابی تبدیل شده است. دیگر برای آنها فرقی نمیکند که کجای دنیا ایستادهاند، آمریکا یا آسیا؟ اروپا یا آفریقا؟ احرار جهان اسم، عکس و رسم سید علی خامنهای را در قلب، کلام و عملشان عَلَم کرده و به خدای ایشان اقتدا میکنند. این ماجرا تنها شروع انقلاب جهانی قلبها بود. در این دیدگاه جدید جهانی درباره رهبر شهید ایران مردم دیدند، وقتی انسانی آزاده در قالب رهبری الهی در دنیا به این شکل میتواند برای سعادت دنیا و آخرت مردم بکوشد و از چیزی نهراسد، اگر وعدۀ ظهور منجی محقق شود، دنیا چه بهشت شیرینی خواهد شد.
