آیا جنگ ایران و امریکا در رمضان 1447 جنگ جهانی سوم است؟
جهان همواره عرصه کشاکش ابدی میان دو قطب متضاد (حق و باطل) بوده است و امروز بار دیگر امت اسلامی ایران در آستانه طلوعی دوباره با آزمونی سترگ مواجه است. تقابل جمهوری اسلامی ایران با قدرتهای سلطهگر چون آمریکا و اسرائیل غاصب در رمضان الکریم 1447 فراتر از یک نزاع صرفاً سیاسی یا نظامی، بازتابی عمیق از همان کارزار ازلی خیر و شر در مقیاس تمدنی است. این نبرد پیچیده آخرالزمانی محک و آزمون الهی است که در آن درک حقیقت این کشمکش و جوهر شرارت دشمنان – یعنی شناخت «اشیاء کما هی[1]» – نه تنها برای انتخاب مسیر درست، بلکه برای صیانت از هویت و پیمودن مسیر الهی تا ظهور منجی عالم بشریت حیاتی است. نتیجه این آزمون تعیینکننده جایگاه ما در نظم نوین جهانی و سرنوشت تمدن نوین اسلامی خواهد بود. این مقاله، با اتکا به درکی عمیقتر از این تقابل خیر و شر، در پی تبیین اهمیت این امتحان بزرگ الهی برای ایران و کل جهان است.
آیا جنگ مستقیم با جبهۀ استکبار یک نبرد پیشبینیشده بود، یا میشد از آن اجتناب کرد؟
خداوند متعال در کتاب گرامیاش فرمود: «الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یذْکرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کثِیرًا[2]: همانان که به ناحق از خانههایشان رانده شدند، [آنها گناهى نداشتند] جز اینکه مىگفتند پروردگار ما خداست؛ و اگر خداوند بعضى از مردم را بهوسیلۀ بعضى دیگر دفع نمىکرد، دِیرها و کلیساها و کنیسهها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مىشود، ویران مىگردید».
اگر تاریخ حقیقی انسان و تاریخ انبیا رهرو داشته باشد، جنگ و درگیری مستقیم، غیرقابل اجتناب است! زمانی که شیاطین احساس کنند به مرحله پایانی خود نزدیک شدهاند و به مرحلۀ فروپاشی رسیدهاند این نبرد رودررو را آغاز میکنند. از اینرو امام خمینی(ره) بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی فرموده بودند راهی که ما آغاز کردیم یک نبرد دائمی است؛ این راه در ۱۳۴۲ آغاز نشده و در بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی نرسیده است؛ بنابراین، انقلاب اسلامی مرحلۀ آخر از تاریخِ نبرد حق و باطل، نبرد فقر و غنا، نبرد ایمان و رذالت است. شهید سمیر قنطار، صهیونیسمشناس تراز اول نیز که در زندانهای رژیم اشغالگر به صدها سال زندان محکوم شده بود و بعد از مبادله و آزادی توسط رژیم به شهادت رسید، دو نکته را از خود به یادگار گذاشت: «اول آنکه برخلاف تصوری که رسانهها میسازند رژیم صهیونیستی بسیار سست و پوشالی است. آنچه شما از توان، قوه، یکپارچگی و استحکامش میبینید یک برساخت رسانهای است و هیچ واقعیت داخلی ندارد. دوم آنکه، آن روزی که رژیم خودش را در آستانه فروپاشی ببیند، مستقیماً با جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ خواهد شد.» این پیشبینی، به خوبی نشاندهنده جایگاه جمهوری اسلامی به عنوان سدّی مستحکم در برابر نیروهای اهریمنی است.
علاوه بر این، از نگاهی دیگر می توان گفت ما میتوانستیم خارج از این تاریخ باشیم مثل بسیاری از ملتها. زمانی که سید الشهداء علیه السلام در صحرای کربلا بودند مؤمنانی هم در حال طواف خانه خدا، سجده، ذکر و قرائت قرآن بودند. تعداد کمی در تاریخ کربلا حاضر بودند و اکثریت، خارج از تاریخ کربلا بودند! تاریخ کربلا، تاریخ اصلی حرکت انسان به سمت برآورده کردن هدف خلقت انسان است؛ در حالی که بیرون از این جغرافیا زندگی حیوانی در شهرها و روستاها ادامه دارد. در دویست کشور دنیا و در دهها کشور مسلمان، مردم زندگی میکنند. مسلمانان در آنجاها روزهدار هستند، قرآن و نماز شب میخوانند. اما در این میان جمهوری اسلامی ایران با انتخاب مسیری متفاوت از بسیاری دیگر از ملتها خود را در متن «تاریخ کربلا» قرار داده است. آغاز این جنگ با شهادت امام خامنه ای (رضوان الله تعالی علیه) همراه بود. امام شهید ما را در «کربلا» حاضر کرد و گفت ای مؤمنانی که در حال روزه داری و قرائت قرآن هستید؛ تاریخ اینجاست!
خیلی ها تصور می کنند ،مهم این است که جنگ را ببَریم تا در کشور امنیت بسازیم! اما نباید غافل بود از اینکه جنگ را کسانی می بَرند که طالب حق، شهادت و نابودی کفر و صهیونیسم باشند. مهم است که بدانیم اگر دنبال تمام کردن جنگ به هر نحوی باشیم، از این تاریخ بیرون می افتیم و تاریخی که باید به ظهور برسد متوقف می شود! فراموش نکنیم که ما به کربلاهای مداوم نیاز داریم تا زنده بمانیم؛ در واقع کربلا در تاریخ ما احیا می شود که دوباره نفوس را احیا کند و دوباره انسان را به مسیر حقیقی برگرداند! جنگ هم تمام بشود؛ آنچه که باقی می ماند، حضور ما در صحنه نبرد ابدی حق و باطل است.
توحید؛ صحنه نمایش ایمان و اضطرار در نبرد آخرالزمانی
اگر چه جمهوری اسلامی ایران با جنگی ترکیبی و تمام عیار مواجه است اما کانون اصلی درک این تقابلها (حق و باطل) مفهوم «توحید» است. این نگاه توحیدی است که ما را از اتکای صرف به مادیات باز میدارد و تمام توان و اثرگذاری را از ناحیه خداوند قادر متعال معنا میکند. قدرتهای مادی و نظامی آمریکا و اسرائیل، هرچند در ظاهر هیمنهای عظیم دارند، اما در برابر اراده الهی و سنتهای حاکم بر هستی نسبی و ناپایدارند. امتحان توحیدی در واقع سنجش میزان اتکال به خداوند و باور به نصرت او در این نبرد آخرالزمانی است. امروز ملت ایران در این آزمون محک میخورند که آیا در برابر عظمت ظاهری دشمن دچار سستی و انفعال میشود یا با تکیه بر قدرت لایزال الهی مقاومت را وجهه همت خویش میسازد! ما باور داریم قدرت ما نه در تسلیحات صرف بلکه در اتکا به اراده الهی است. همانطور که در قرآن کریم آمده است: «مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ[3]»؛ آنچه انداختیم، ما نبودیم، بلکه خدا بود که انداخت. این بدان معناست که در این نبرد حتی در استفاده از ابزارهای قدرتمندی چون موشکها عامل حقیقی و مؤثر اراده خداوند است و ما نباید صرفاً به تواناییهای مادی خود تکیه کنیم بلکه باید بدانیم که تنها اوست که در عالم مؤثر حقیقی است و موشکهای ما تنها ابزاری در دست اراده الهی برای دفاع از «حق» و «حقیقت» هستند و قدرت واقعی ما در «ایمان» و «توکل» به خداوند است. این باور، موتور محرک اصلی در شناخت جایگاه واقعی قدرتها و حرکت ما در مسیر حق است. در سوی دیگر این نزاع، دشمنان ما – آمریکا و اسرائیل – گرفتار منطق «استدراج[4]» اند؛ همان سنت الهی که در قرآن کریم بارها به آن اشاره شده است. آنان که خویشتن را مدعی قدرت مطلق میپندارند و جهان را در حصار محاسبات مادی و تسلیحات خویش محصور میبینند در حقیقت در حال غرق شدن در ورطه غرور و نادانی هستند. خداوند متعال در وصف حال چنین قدرتهایی میفرماید:
«وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ * وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ[5]؛ و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، آنان را از راهی که نمیدانند به تدریج (به سوی عذاب) میگیریم؛ و به آنان مهلت میدهیم؛ چرا که تدبیر (و کید) من قوی است.»
این «استدراج»، همان مهلت دادن ظاهری و افزودن به توان مادی است تا طغیانگران در اوج سرمستی، از خدا غافلتر شده و عاقبتِ شوم خویش را رقم بزنند. آمریکا و اسرائیل با تکیه بر قدرتهای نظامی، اقتصادی و رسانهای خود گمان میکنند بر جهان مسلطاند اما این افزونی قدرت نه نشانه رضایت الهی بلکه خود ابزارِ عذاب و سقوط نهایی است؛ تا جایی که «کید» الهی بر کید و مکر آنان غلبه کند: «وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ[6] ؛ و آنها که در برابر دعوت حق، مکر و تدبیر (علیه آیین حق) کردند، و خداوند (در برابر مکر آنان) مکر (و تدبیر) نمود؛ و خداوند بهترینِ مکر کنندگان (و تدبیرکنندگان) است».
این سنت الهی یعنی «سقوط مستکبرین» در سرتاسر تاریخِ تمدنها تکرار شده است. هر قدرتی که بر پایه ظلم، استکبار، نفی حق و نادیده گرفتن اراده الهی بنا شده باشد؛ حتی اگر در اوج اقتدار نظامی و اقتصادی به نظر رسد در درون، ساختاری متزلزل و رو به زوال دارد. «فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّىٰ حِينٍ[7]؛ پس آنان را در گردابِ (جهل و غرورشان) تا زمانی (معین) واگذار!» .
آنچه در این نزاع مشاهده میشود صرفاً برخورد قدرتهای نظامی و رسانهای نیست بلکه مبارزه میان دو جهانبینی است: جهانبینی توحیدی که قدرت را از خدا میداند و در برابر آن جهانبینی مادیگرایانهای که خود را منبع قدرت پنداشته و گرفتار سنت استدراج میشود. اما در نهایت، مطابق وعده الهی، «إِنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ[8]»؛ زمین از آنِ بندگان صالح خداست و حق پایدار و باطل، زوالپذیر است.
حال اگر این نگاه توحیدی نباشد، چه اتفاقی میافتد؟
فقدان این نگاه ما را در برابر رخدادهای تلخ و دشوار به خصوص از دست دادن رهبران عزیز و فرماندهان ارشد دچار انفعال، یأس و شکست میکند؛ اما باید درک کرد که در جنگ ترکیبی، دشمن پس از ناکامی در عرصه های مختلف مانند عرصه ی نظامی و محدودیت های اقتصادی سطح تنش را بالاتر برده و وارد سناریوی بی ثبات سازی سیاسی شده و با ترور مسئولان و فرماندهان تلاش میکند روحیه جامعه را تضعیف کرده و سبب کاهش انسجام ملی گردد.
اما بایستی به یاد داشت که شهادت عزیزان هر چند لطمه ای جبران ناپذیر است ولیکن اگر نظام اسلامی را وابسته به انسان ها بدانیم اخبار شهادت هر یک یأس را بر ما غالب خواهد کرد. آنچنان که قرآن کریم می گوید: «محمد پیامبری بیش نیست که قبل از او هم پیامبرانی آمدند و رفتند. اگر او بمیرد یا شهید شود آیا عقبگرد میکنید و از اسلام دست میکشید؟! هر که به عقب برگردد هیچ ضرری به خداوند نمی رساند. در ضمن خدا با شکرگزاران ثابت قدم پاداش خواهد داد[9]»
اما از منظری دیگر اگر حیات نظام اسلامی را وابسته به آرمان ها بدانیم اخبار شهادت فقط ایمان مان را به هدف و مسیر تقویت خواهد کرد؛ چنانکه در قرآن کریم آمده است: “همانان که وقتی یکی از نفوذی های دشمن گفت دشمن نیروهایش را برای حمله به شما بسیج کرده است از آن ها بترسید؛ از قضا این خبر روحیه آنان را تقویت کرد و گفتند همین که خدا هست برایمان بس است و او خوب تکیه گاهی است.[10]» تجربه انقلاب اسلامی نیز گواه این مدعاست و دیدیم که با عروج امامین و فرماندهان انقلاب یکی پس از دیگری نظام اسلامی متزلزل نگردید بلکه با هر عروج ملکوتی ایران به سوی اقتدار بیشتر گام برداشت. در این راه شهادت پایان نیست بلکه اوج شکوفایی و رسیدن به کمال است و این سنت الهی است که اگر نعمتی را (بر اساس مصالح مردم و مقتضای زمان) از میان بردارد بهتر از آن یا مانندش را می آورد[11]. تنها این باور توحیدی است که ما را روزهای سخت نبرد استوار نگه میدارد و انفعال و شکست را از ما دور میسازد؛ چرا که میدانیم دست تقدیر الهی همواره در کار است و اراده او بر هر ارادهای غالب است.[12]
استقامت میوه درخت توحید
در این نقطه ملتی که بر توحید ناب تکیه کرده نه تنها مقاومت میکند بلکه در صندوق توحید را به روی خود میگشاید و این یعنی دستیابی به ظرفیتهای بینهایت الهی، جذب امدادهای غیبی و غلبه بر باطل با کمترین اتکا به اسباب و علل مادی و نتیجه نهایی همان وعده الهی است که در سوره قصص آیه ۵، به آن اشاره شده: «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛ و ما اراده کردیم بر کسانی که در زمین به ضعف کشیده شده بودند، منت نهیم و آنها را پیشوایان و وارثان گردانیم.» اما این وعده الهی مشروط به ارث بردن زمین و تحقق وعده الهی یعنی «میراندن طاغوت» است. این میراندن نه فقط با ابزار نظامی بلکه با ایستادگی و «مقاومت» در برابر منطق طاغوت، حفظ هویت دینی و فرهنگی و استقامت در برابر فشارهای روانی و اقتصادی صورت میگیرد. پیشوایان دین و اهل بیت (علیهم السلام) نیز همواره نویدبخش آیندهای روشن برای مؤمنانی بودهاند که در راه حق تلاش میکنند، اما این بشارت مشروط به «صبر و استقامت» است.
نصرت دین خدا؛ تداوم راه انصار و مهاجرین
روزگار ما در ژرفای معنا، شباهتهای شگرفی با دوران صدر اسلام دارد؛ همان دورهای که پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در میان مهاجرین و انصار امت خود پایههای ایمان را استوار ساخت. مهاجرین با دل کندن از خانهها و داراییهایشان جان و مال خود را فدای یاری پیامبر کردند و انصار با روحی سرشار از سخاوت دارایی خویش را با آنان تقسیم نمودند. عظمت آنان نه در ثروت که در نصرت و یاری حق جلوه کرد. خداوند نیز وعده یاری خویش را با این کلام روشن بیان میکند که «اگر خدا را یاری کنید، او شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد.»[13]همچنین در جای دیگر فرموده است: «و آنان که در راه ما تلاش کردند، بیتردید راههای خویش را بر ایشان آشکار خواهیم ساخت؛ و خدا با نیکوکاران است.»[14] این ایات بیان کننده این حقیقت است که یاری و هدایت الهی در گروِ نصرت، پایداری و وفاداری است. آنان که در مسیر حق گام برمیدارند، همسنگران انصار در زمانه خویش هستند. امروز ما نیز در امتداد همان مسیر قرار داریم. نصرت دین خدا در زمان ما یاریِ انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که جلوه روشن دین خدا و استمرار راه پیامبران به سوی ظهور منجی عالم بشریت (عجلاللهتعالیفرجهالشریفلاللهتعالیفرجهالشریف) است. یاری امروز با حضور آگاهانه در میدان و تبعیت از دستورات رهبر و فرماندهان در هر عرصهای که وظیفه اقتضا کند، معنا مییابد. یادمان باشد نماز و روزه اگر فوت شود قضا دارد، اما جهاد در راه خدا خدا قضا ندارد؛ اگر امروز جا بمانیم فرصت بازگشت نخواهد بود!
توکل؛ راه عبور از فرسایش در میدان جنگ
امتحانات الهی دائمی است و ما در محضر پروردگار عالم هستیم. با این حال حتی در صحنه نبرد هم زمانهایی میرسد که زمان قدر است و انتخاب های ما قدر و اندازه ما را می سازد. جنگ ادامه مییابد و ایامی میرسد که شداید و سختیها بیشتر به چشم میآیند؛ ترسها و تردید در وجودمان رخنه میکند و رفتهرفته ملال جنگ از راه میرسد. شهادت عزیزانمان و به طور کلی رنجهایمان انباشتی از خاطرات نهچندان خوش را میسازد. بعضی پیروزیهایی که منتظرش بودیم، بهدست نمیآید و بعضی شکستهایی که انتظارش را نمیکشیدیم، رخ میدهد. ما میمانیم و تردیدها و فرسایش جنگ!
در این لحظات توکل و توجه به باطنِ توکل درمان درد است. هر چند که مؤمن حتی در آسانی هم به اتکای حق برپا و سرپا است. امام شهید ما آیۀ توکل را درخصوص امام خمینی(رضواناللهتعالیعلیه) مصداقیابی و توکل را در صورت و سیرت ایشان شهود فرموده بود؛ تا جایی که در یکی از بیاناتشان دربارۀ امام چنین فرمودهاند: «[امام خمینی] هرگز مأیوس نمیشد. این همه حوادث در همان سالهای اول انقلاب رخ داد؛ این شهادتها، شهادتهای دستهجمعی، حوادث گوناگون، [ولی] مطلقاً در دل امام این تأثیر را نگذاشت که ایشان را مأیوس بکند… اهل توکل به معنای واقعی بود؛ وعدۀ الهی را قبول داشت و به وعدۀ خدا اطمینان داشت. وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللَهِ فَهُوَ حَسبُه[15]؛ مصداق واقعی این جمله بود»[16]
حتی زمانی که عده ای در جماران با عجلاللهتعالیفرجهالشریفله و هراسان محضر امام (رضواناللهتعالیعلیه) رسیده و گفتند : «آقاجان خرمشهر سقوط کرد!» امام در حال آماده شدن برای نماز فرمودند: «جنگ است دیگر!» و بعد به اقامه نماز مشغول شدند! صاحب چنین دیدگاه توحیدیای در تمام میادین پیروز حقیقی است و اینگونه است که ملتِ متوکل را با یأس کاری نیست. ملت متوکل کار را کار خدا میبیند و خدا را بینیاز از خود؛ بنابراین همّ و غم او تنها و تنها آن است که بتواند خود را به این کاروان رسانده و تکلیف خود را به درستی به انجام برساند. ملت متوکل تمامی تلاشهای خودش و دشمنان را در نهایت در پازل تدبیر و مرییگری خدا میبیند و در نتیجه هیچ اتفاقی را شر نمیبیند. وقتی یقین کردیم که کار خدا به ارادۀ خود او به بلوغ و نهایتش میرسد، تنها هم و غم ما این خواهد بود که از کاروان امر الهی عقب نیافتیم، جا نمانیم و پس زده نشویم و مهمتر از همه آنکه ما مجاهدت میکنیم نه برای آنکه امر خدا پیش برود برای آنکه خود پسرفته و جامانده نباشیم و الا إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ.[17]
ایام قدر امت
هر امتی ایام قدری دارد؛ این ایام قدر، غیر از شبهای قدریست که در ماه مبارک هر سال سرمیرسد و میگویند تقدیرات سال آینده را رقم میزند. ایام قدر امتها، قدر و اندازۀ آنها را معلوم میکند و لباس سرنوشتشان را با همان قدر و اندازه میدوزد و مثلاً عزت و ذلتشان را رقم میزند و راه و رهبری را برایشان مقدر میکند که شایستهاش باشند. قصص انبیا و تاریخ اسلام پر از حوادثی است که نشان می دهد، امت ها چگونه در ایام قدر و سرنوشت ساز سربلندی یا بند اسارت و سرگشتگی را انتخاب کردند.
وقتی حضرت موسی(علیهالسلام) از میقات برگشت فقط هارون و لاویان ( یکی از دوازده خانواده بنی اسرائیل) و گروه کوچک دیگری از سایر خاندانها بر ایمان خود باقی مانده بودند. در تورات آمده است که پیامبر، فرمان جهاد مؤمنان بنیاسرائیل با منکران بنیاسرائیل را صادر کرد؛ جهاد با کسانی که بر پرستش گوساله پافشاری میکردند. پس از فرونشستن فتنه، خداوند بنیاسرائیل را بخشید و اعلام کرد فقط لاویان هستند که اجازه دارند در کنیسه ساکن شوند و مراسم قربانی را انجام دهند؛ زیرا آنها از این امتحان سربلند بیرون آمدند. اما بنیاسرائیل در آخرین مرحله، زمانی که قرار بود به سرزمین وعدهشده وارد شوند، با پیامبر خود مخالفت کردند. از این رو خداوند آنها را در روی زمین سرگردان کرد.
در تاریخ اسلام نیز ایام قدری آمده که اندازۀ امت و رهبرشان را تعیین کرده است. مردمی که در یاری حضرت علیو امام حسن(علیهماالسلام) سستی کردند، تا مدتها زیر بار یوغ امثال یزید رفتند. اکنون بار دیگر ایام قدری در پیش است که از قضا شبهای قدر رمضان را در دلش دارد. حضور و هوشیاری مردم در ابتدای جنگ به اندازۀ مجاهدت رزمندگان، مقدس و مؤثر بوده است. ما در آستانۀ رخدادی عظیم هستیم و سرنوشت مان در بزنگاه تولد است. مؤمنان در خیابانها میخروشند و منافقان در پستوها میخزند. برای ترسیدن، هیچ زمانی از این شبها بدتر نیست. چه آنچه در این شبها میدوزیم همان لباسیست که بایستی سالها در بر داشته باشیم. احیای قدر ما امسال هوشیاری در تیرگی شبهای شهرهاست.
جنگهایی که به ما تحمیل میکنند، ما را در تمدنسازی پیش میبرند
در دنیای امروز هر جا ردپایی از استکبار جهانی دیده میشود امنیت نیز رنگ و بوی «غربمحور» به خود میگیرد. مصداق بارز این رویکرد وضعیت کشورهایی چون ژاپن و کرهجنوبی است که در ظاهر پیشرفته اما در باطن تحت نفوذ قدرتهای غربی قرار دارند. این همان «امنیت غربمحور» است که استقلال واقعی کشورها را قربانی خود میکند. در مقابل این رویکردِ سطحی و وابستهگرایانه رویکردی عمیقتر و اصیلتر قرار دارد: «تمدن توحید محور». این رویکرد که در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران بر پایه فقه و اخلاق بنا نهاده است عقلانیت و آزادگی را به ارمغان میآورد و هدایتگر جامعه به سوی کمال (ظهور منجی بشریت) است. این تمدن توحید محور در واقع تجسم همان «تاریخ واقعی» است که امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) بنیانگذار جمهوری اسلامی، مؤمنان و آزادگان جهان را به سوی آن فراخواند. ایشان با تکیه بر مبانی انقلاب اسلامی و ریشههای عمیق تمدنی اسلامی مدعی شد که تاریخ حقیقی تاریخی تهی و خالی از رهرو نبوده؛ بلکه از ابتدای خلقت با سنتهای الهی و سیره انبیا(علیهالسلام) همراه بوده است. امام(رضواناللهتعالیعلیه) با بازگرداندنِ معنای واقعی به تاریخ به ما و جهانیان آموخت که چگونه رهروِ این تاریخ اصیل باشیم تاریخی که با ظهورِ منجی عالم بشریت(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) به اوج خود خواهد رسید؛ چنانچه در ایام الله انقلاب اسلامی پایمردی مردان نشان داد شایستگی داشتن رهبری مانند امام خمینی را دارند و از عطای الهی در انقلاب و جنگ بهره بردند و ترس از رژیم شاهنشاهی و حمله صدام با پشتوانه خونخواران جهان را زیر طاق نصرت ایمان چال کردند. این استقامت جلوهای عملی از توحید بود و نویدبخشِ برپاییِ تمدنی نوین که در آن، علم، معنویت و عدالت در هم تنیده شده و بسترِ ظهورِ منجی موعود را فراهم میآورد. ملت همیشه سربلند ایران می داند که این روزها روزهای تعیینکننده سرنوشت این تاریخ پرشکوه است، همان ملتی که به تعبیر امام شهیدشان چنانچه برای وطن شان مشکلی پیش بیاید مبعوث میشوند. تاریخ حکومت صالحان، مقاومت امت اسلامی ایران را در این دوران به عنوان نقطه آغاز نزولِ امدادهای غیبی ثبت خواهد کرد. اکنون، زمان اثبات وفاداری به عهد الهی و زمانی است که با استقامت برگرفته از این تاریخ واقعی، وارثان حقیقی زمین خواهیم شد، ان شاءالله.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! استقامت کنید و دربرابر دشمن های خود پایدار باشید و از مرزهای خود مراقبت کنید و پرهیزگار باشید شاید رستگار شوید.[18]
[1] روايت است كه رسول خدا (ص) زياد اين دعا را مىخواند: الّلهمّ ارنى الاشياء كما هى؛ خدايا! حقايق اشيا را آن گونه كه هست به من نشان ده.
[2] سوره حج، آیه 40
[3] سوره انفال، آیه 17
[4] https://wiki.ahlolbait.com/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AC
[5] سوره اعراف، ایات 182-183
[6] سوره آل عمران، ایه 54
[7] سوره مومنون، ایه 54
[8] سوره انبیاء، ایه 105
[9] وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ ۚ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا ۗ وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ. (سوره آل عمران، آیه 144)
[10] الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ. (سوره آل عمران، آیه 173)
[11] مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. (سوره بقره، آیه 106)
[12] وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا. (سوره طلاق، آیه 3)
[13] يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ. (سوره محمد، آیه 7)
[14] وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ. (سوره عنکوبت،آیه 69)
[15] هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد . (سوره طلاق، ایه 3)
[16] بیانات امام شهید در تاریخ 14/3/1401
[17] وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا. و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان میسازد و بر هر چیز قدر و اندازهای مقرّر داشته است.( سوره طلاق، ایه 3)
[18] سوره آل عمران، آیه 200
