نفوذ یهودیان و ایجاد فرقهها: بهائیت، بابیت و دستور کار صهیونیستی
ایجاد فرقهها در طول تاریخ به عنوان راهبرد یهودیان برای نفوذ در جوامع و دستکاری شرایط به نفع خود بوده است. این تحقیق شواهد قانعکنندهای ارائه میدهد که یهودیان، علی محمد شیرازی را برای ایجاد بابیت در ایران تحریک کردند، به ویژه با هدف قرار دادن اعتقاد شیعه به ظهور امام مهدی عجلاللهتعالفرجهالشریف به عنوان منجی موعود آخرالزمان، تا پیروان ایشان را از حقیقت منحرف کنند. این تحقیق ادعاهای مربوط به ریشههای خارجی آن، از جمله ارتباط با یهودیان روسی یا بریتانیایی، آموزههای آن و دخالت یهودیان مخفی در ایران در تأسیس و گسترش این فرقه را بررسی میکند.
این مطالعه همچنین به بررسی حمایت صهیونیستها از حسینعلی نوری، یکی از پیروان باب، در تشکیل بهائیت میپردازد. بهائیت که در ابتدا یک فرقه ساده بود، به یک شبکه بینالمللی سازمانیافته تبدیل شد که با ایدئولوژی صهیونیستی، به ویژه در تأسیس اسرائیل به عنوان یک دولت در فلسطین، همسو شد و در نتیجه تداوم آن را تضمین کرد. علاوه بر این، این مطالعه شواهد مستند معتبری را ارائه میدهد که روابط نزدیک بین بهائیان و اسرائیل را نشان میدهد و بر دامنه و نفوذ جهانی این سازمان تأکید دارد.
شبکه قدرتمند یهودی در روسیه و بریتانیا قصد داشت در ادیان و کشورها نفوذ کند و فرقههای انحرافی ایجاد کند تا سلطه جهانی را در سطوح مختلف به دست آورد. با این حال، از آنجایی که شیعیان ایمان قوی داشتند و به رهبران مذهبی که در دوران غیبت امام مهدی عجلاللهتعالفرجهالشریف مردم را هدایت میکردند و توطئههای دشمن را خنثی میکردند، وفادار بودند، یهودیان ترغیب شدند تا فرقههای بدعتگذار بابیت و بعداً آیین بهائیت را در ایران ایجاد کنند تا مردم را فریب دهند [1]. البته، بهائیت از یک فرقه منحرف به یک گروه سیاسی حامی صهیونیسم تبدیل شد، موضوعی که در این مقاله بیشتر به آن خواهیم پرداخت.
رویکردهای یهودیان بریتانیا برای تسلط بر جهان
از دوران صفویه در ایران و رنسانس در اروپا، شبکه یهودی که عمدتاً در بریتانیا مستقر بودند، از سه استراتژی برای فتح مناطق مختلف جهان استفاده میکردند: شناسایی هر منطقه، تدوین راهبرد متناسب با آن و اجرای آن راهبرد.
خاورشناسان به عنوان جاسوس
اولین قدم شامل کسب اطلاعات از آن دسته از جاسوسان بریتانیایی است که وانمود میکردند خاورشناس هستند و از نقاط مختلف جهان مانند ایران، هند و کشورهای عربی بازدید میکردند [2]. بسیاری از آنها سفرنامههایی نوشتند که درک تحلیلی دقیق آنها از جغرافیا، سیاست، اقتصاد، علوم نظامی و باورهای فرهنگی هر منطقه را نشان میداد.
اجرای راهبرد
پس از شناسایی هر منطقه و طراحی نقشه نفوذ، گام بعدی جذب افراد توانمند به عنوان عوامل کلیدی برای اجرای این راهبرد بود [3]. در نتیجه، مأموران یهودی از انگلستان و روسیه، جوانی به نام سید علی محمد شیرازی را برای این منظور شناسایی و انتخاب کردند.
بابیت
علی محمد در سال ۱۸۱۹ میلادی (۱۲۳۵ شمسی) در شهر شیراز متولد شد و پدرش را در سنین جوانی از دست داد. او به همراه عمویش برای تجارت به بوشهر نقل مکان کرد [4]. رفتار زاهدانه علی محمد، تفاسیر سطحی از آیات و روایات قرآن و ویژگیهای اخلاقی او [5] باعث شد شبکههای یهودیان روسی و انگلیسی او را بهترین نامزد برای ایجاد یک فرقه انحرافی در میان شیعیان بدانند؛ در نتیجه، علی محمد در سال ۱۸۴۴ میلادی (۱۲۶۰ قمری) خود را نایب یا باب امام موعود اعلام کرد. او بعداً ادعا کرد که خود امام مهدی عجلاللهتعالفرجهالشریف است و به سرعت ادعاهای خود را به نبوت و الوهیت گسترش داد. او خود را «باب امام» نامید و به «باب» معروف شد [6]. ادعاهای باب کاملاً در تضاد با آموزههای اصیل شیعه بود که علمایی مانند میرزا مهدی خان زعیم الدوله کتابهای متعددی مانند مفتاح باب الابواب علیه آن نوشتند. در مورد ریشههای ارتباط بین یهودیان و علی محمد، فرضیههای مختلفی وجود دارد که در ادامه آنها را بررسی خواهیم کرد (۳.۲).
علی محمد تحت تأثیر مکتب شیخیه قرار گرفت که به پیروان شیخ احمد احسایی اشاره دارد. در نتیجه، در سن نوزده سالگی برای ادامه تحصیل نزد سید کاظم رشتی و شیخ احمد احسایی به کربلا سفر کرد. باورهای پیروان شیخ احمد که منتظر ظهور منجی موعود بودند، همراه با شرایط بد زندگی مردم، یهودیان را بر آن داشت تا فرقهای انحرافی با محوریت مهدویت و به رهبری علی محمد تأسیس کنند.
بررسی فرضیههای مختلف در مورد ظهور بابیت
در مورد ارتباطات اولیه بین یهودیان و بنیانگذاران فرقه بابیت و همچنین میزان حمایت بابیت از بریتانیاییها یا روسها، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد؛ اگرچه ردپای نفوذ یهودیان در همه این فرضیهها دیده میشود.
به نظر میرسد سادهلوحانه باشد که فرض کنیم بریتانیا یا روسیه صرفاً برای منافع ملی خود درگیر برنامهریزی گسترده و اعزام جاسوس به سراسر جهان شدهاند. این توطئهای از سوی یهودیان برای پنهان کردن نفوذ شوم خود در تمام وقایع غمانگیز تاریخ است. شبکه یهودی، به رهبری روچیلدها، در ابتدا کنترل دولت بریتانیا را به دست گرفت و به تدریج شبکه نفوذی خود را به دولتهای سراسر جهان، از جمله روسیه، با استفاده از استراتژی تفرقه بینداز و حکومت کن، گسترش داد [7]. بنابراین، تمرکز بر این تصور که بریتانیا منشأ بابیت و متعاقباً آیین بهائی بوده یا اینکه روسها مسئول هستند، ممکن است ما را از هدف اصلی تحقیق منحرف کند. علاوه بر این، اعتبار هر دو فرضیه غیرممکن به نظر نمیرسد، به خصوص با توجه به اینکه شبکه یهودی در سطح جهانی فعالیت میکند. با این وجود، ما دو فرضیه قویتر را بدون اصرار بر برتری هیچکدام ارائه خواهیم داد.
تحریک باب توسط یهودیان بریتانیایی
برخی از مورخان، از جمله عبدالله شهبازی [8]، معتقدند که اولین ارتباط علی محمد با شبکه یهودیان بریتانیایی و ارتباط او با آنها به دوران اقامتش در بوشهر برمیگردد. دوران حضور او در بوشهر مصادف با فعالیتهای شبکه جهانی یهودیان به رهبری روچیلدها بود که از طریق شرکت ساسون [9] متشکل از یهودیان بغدادی، در تجارت تریاک و جاسوسی دست داشتند.
تحریک باب توسط یهودیان روسی
برخی از طرفداران این فرضیه به ارتباط بین دیمیتری ایوانوویچ دولگوروکوف، فرستاده روسیه در ایران، و علی محمد شیرازی در کربلا اشاره میکنند [10]. برخی سید کاظم رشتی، استاد علی محمد باب، را مأمور روسی از ولادیوستوک میدانند که به دلیل شباهت زبان گیلکی به روسی به رشت سفر کرده است. علاوه بر این، تبار خانواده او در رشت ناشناخته مانده است. عامل دیگری که مورخان برای تأیید ادعاهای خود به آن استناد میکنند، حمایت معتمدالدوله (جاسوس روسی اهل گرجستان) از باب و پناه دادن به او در طول تبعیدش از شیراز است. سند مهم دیگر، گزارش لویی آلفونس دنیل نیکولا، مورخ بابی، است که بیان میکند سفارت روسیه از جاسوسان خود درخواست کرده است که علی محمد باب را از اعدام نجات دهند [11].
نقش یهودیان در گسترش بابیت و بهائیت
مطمئناً در کشوری شیعه مانند ایران، با ایمان قوی و عمیق به قرآن، اهل بیت و هدایتهای مراجع دینی در آن زمان، هیچ کس با ادعاهای تحقیرآمیز و دروغین افرادی که خود را امام مهدی عجلاللهتعالفرجهالشریف، پیامبر یا خدا معرفی میکردند، گمراه نمیشد. در نتیجه، یهودیان مجبور شدند اولین پیروان باب را تشکیل دهند.
یهودیان مخفی یا یهودیان تازه مسلمان
اصطلاح «یهودیان تازه مسلمان» به یهودیانی اشاره دارد که در ظاهر به اسلام گرویدهاند تا در جامعه مسلمانان ادغام شوند، در حالی که مخفیانه به آیین یهودیت عمل میکنند. دایرهالمعارف یهود، پدیده تازه مسلمانان مشهد را «یهودیان مخفی» توصیف میکند، نه «مرتد» [12]. این مفهوم همچنین در آیه ۸۲ سوره مائده و آیه ۱۰۷ سوره توبه نیز به طور ضمنی آمده است؛ البته یهودیان این حقیقت را انکار میکنند و سعی میکنند آن را به عنوان آنوسی در نظر بگیرند، که نشان میدهد آنها به دلیل فضای حاکم بر کشور محل اقامتشان مجبور به ترک یهودیت بر خلاف میل خود شدهاند.
یهودیان تازه مسلمان مشهد
در سال ۱۸۳۱ میلادی (۱۲۱۰ شمسی)، حدود دو هزار یهودی ساکن مشهد به طور ناگهانی و بدون هیچ فشاری به طور دسته جمعی به اسلام گرویدند. در طول تاریخ، یهودیان به دلیل اخلاق و شرارتشان اغلب مورد نفرت مردم هر سرزمینی بودهاند. حتی خود آنها نیز به این واقعیت اذعان دارند. با این حال، با توجه به شواهد، آنها در ایران شرایط خوبی داشتند، همانطور که امروزه جامعه یهودیان در ایران در کنار سایر اقوام ایرانی با صلح زندگی میکنند و همزیستی مسالمتآمیزی دارند. آنها همچنین به عنوان یک اقلیت مذهبی در مجلس شورای اسلامی نماینده دارند و خواستههای آنها پذیرفته میشود. بنابراین، توجیه اینکه آنها از روی ترس یا اجبار به اسلام گرویدند، به نظر میرسد ناشی از فرهنگ قربانی بودن آنها باشد، به خصوص که این گرویدن به اسلام دقیقاً پنج سال قبل از دعوت علنی باب و همزمان با تأسیس شرکت ساسون در بوشهر رخ داده است. از جمله رهبران شبکه یهودیان در مشهد میتوان به ملا ابراهیم ناتان، ملا عبدالخالق یزدی، ملا مشایخ و ملا بنیامین یزدی اشاره کرد که همگی پس از اسلام آوردن ظاهری، نامهای خود را به نامهای اسلامی تغییر دادند و اولین پیروان باب را تشکیل دادند [13].
یهودیان علناً دیندار
یهودیان علناً دیندار نیز نقش مهمی در گسترش بهائیت، که از بابیت سرچشمه گرفته بود، ایفا کردند. از جمله آنها میتوان به یهودیان همدان، کاشان، شیراز و رشت اشاره کرد. در واقع، بیشتر جامعه بهائی در ایران از مسیحیان یا زرتشتیان تشکیل شده بود و تعداد کمی از مسلمانان جذب عقاید پوچ و توخالی آنها شدند [14].
در سراسر جهان
تلاشهای یهودیان برای ترویج آیین بهائی به عنوان یک دین تأثیرگذار جهانی نه تنها در ایران، بلکه در کل جهان مشهود است. در کشورهای دیگر، به ویژه در اروپا و ایالات متحده، هم یهودیان آشکار و هم یهودیان مخفی (در لباس مبدل مسیحی) به این جنبش پیوستند. یکی از برجستهترین چهرهها، هیپولیت دریفوس بود که نقش مهمی در گسترش و تقویت آیین بهائی ایفا کرد [15].
جنگهای داخلی ناشی از بابیان و سرنوشت باب
پس از مرگ محمدشاه و به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه، بابیت شورشهای فزایندهای را برانگیخت که توسط نزدیکان علی محمد باب و حمایت استعمار هدایت میشد. این آشوب منجر به سه جنگ داخلی در زنجان، قلعه شیخ طبرسی و نیریز شد. در نهایت، علی محمد باب با فتوای علمای شیعه ایران و دستور امیرکبیر، نخست وزیر لایق ایران، اعدام شد [16]؛ سگهای شهر جسد او را خوردند، اگرچه بهائیان ادعا میکنند که جسد باب را پس از شصت سال به کوه کرمل در حیفا (فلسطین اشغالی) منتقل کردند [17]!
تبعید بابیان و ظهور آیین بهائی
بابیان، که از امیرکبیر و ناصرالدین شاه کینه داشتند، دو بار اقدام به ترور شاه کردند. پس از دومین سوءقصد ناموفق در سال ۱۲۶۸ قمری، توطئهگران برجستهای از خانواده نوری دستگیر شدند، اما متعاقباً با کمک سفارت روسیه آزاد شدند. این کمک آنها را قادر ساخت تا به بغداد نقل مکان کنند. در آنجا، آنها با حمایت انگلستان و روسیه قصد داشتند رهبری بابیان را دوباره به دست آورند. بهائیان روزی را که رهبری آنها از یحیی نوری به حسینعلی نوری (بهاءالله) منتقل شد، روز تأسیس بهائیت میدانند، زیرا در ابتدا، یحیی نوری (صبح ازل)، برادر کوچکتر بهاءالله، در طول تبعید آنها، فرقه را رهبری میکرد. با این حال، پس از مدتی، میرزا یحیی به قبرس فرستاده شد در حالی که میرزا حسینعلی در عکا در فلسطین محبوس بود [18]. دلیل علنی جدایی بین میرزا یحیی و بهاءالله، اختلاف بر سر رهبری بود که با فشار دولت ایران برای اخراج بابیان از ایران و کربلا تشدید شد. با این حال، مورخ محمدعلی موحد اظهار میکند که دولت عثمانی به توصیه سفیر بریتانیا، بهاءالله را به فلسطین تبعید کرد.
شکست بابیت و تغییر در راهبرد یهود
پس از شکستهای بابیت، شبکه مخفی یهود راهبرد خود را تغییر داد. در نتیجه، بهاءالله برای مأموریت جدید خود به عکا، فلسطین، منتقل شد. در آنجا او از طریق سیاستهای اقتصادی و مذهبی برای پیروانش ثروت قابل توجهی به دست آورد [19].
نفوذ در امپراتوری عثمانی: مقدمهای بر اشغال فلسطین
طبق راهبرد جدید، بهاءالله و پسرش، عبدالبهاء، وظیفه داشتند خود را به عنوان مصلحان اجتماعی در میان مسلمانان امپراتوری عثمانی معرفی کنند و ضمن خرید زمینهای فلسطینی برای انتقال به مهاجران یهودی، در میان آنها نفوذ کنند. عبدالبهاء حتی امام مسجد الجزار شد. گزارشهای رسمی از سازمانهای امنیتی عثمانی نشان میدهد که در همان سال درگذشت بهاءالله، این دو نفر در خرید زمین از مسلمانان فلسطین و فروش آنها به مهاجران یهودی دست داشتهاند [20]. گرچه نهایت متراژ زمینی که توسط یهودیان خیریداری شده است زیر 2.5 درصد از مساحت فلسطین تخمین زده میشود، اما به هرحال نمیتوان نقش این عناصر خیانت کار را در پیشبرد اهداف یهودیان نادیده گرفت.
در طول جنگ جهانی اول، بهائیان نقشهای اطلاعاتی مهمی برای دولت بریتانیا ایفا کردند. با نزدیک شدن به پایان جنگ، مقامات نظامی عثمانی قصد داشتند عباس افندی (عبدالبهاء) را اعدام کنند و املاک بهائیان را در حیفا و عکا تصرف کنند، اما این نقشهها پس از شکست عثمانیها شکست خورد [21].
رابطه نزدیک بهائیان و اسرائیل
بهائیان اغلب ارتباط خود با یهودیان و صهیونیستها را کماهمیت جلوه دادهاند، اما اسناد قابل توجهی این حقیقت را آشکار میکند:
الف) مکسول، همسر شوقی افندی، سومین رهبر بهائیت، آیین بهائی و اسرائیل را به هم پیوسته توصیف کرد [22].
ب) در سال ۱۹۰۷ میلادی، عبدالبهاء به حبیب موید، یک بهائی یهودی، اظهار داشت که یهودیان به زودی به فلسطین بازخواهند گشت و شکوه تاریخی خود را بازخواهند یافت [23].
ج) یکی از اولین اقدامات بیت العدل جهانی، ارتباط با دولت اسرائیل بود. نکته قابل توجه این است که در یک گردهمایی، رئیس جمهور وقت اسرائیل و شهردار حیفا نیز حضور داشتند، لحظهای که با افتخار در کتاب «جهان بهائی» به آن اشاره شده است [24].
د) همکاری بین بهائیان و صهیونیستها در همکاری عبدالبهاء با ژنرال آلنبی در طول جنگ جهانی اول و روابط او با هربرت ساموئل، یکی از چهرههای کلیدی پشت اعلامیه بالفور و اولین کمیسر عالی فلسطین، مشهود است. ساموئل، بهائیت را به عنوان یک دین مستقل و عاری از زوالی که سایر ادیان خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده بود، به رسمیت شناخت [25].
ه) در طول جنگ شش روزه ۱۹۶۷، اسرائیل تقریباً یک میلیارد و دویست میلیون ریال از رهبران بهائی به عنوان کمک دریافت کرد [26].
آیین بهائی: یک سازمان سیاسی به جای یک فرقه
آیین بهائی چیزی بیش از یک فرقه یا گروه منحرف است؛ این آیین به عنوان یک سازمان ساختار یافته به رهبری الیگارشی یهودی عمل میکند و از طریق برنامهریزی استراتژیک و طرحهای مختلف فعال است.
در سال ۱۸۹۳ میلادی، کشیشی به نام جورج آلفرد فورد ظاهراً برای اولین بار در ایالات متحده در پارلمان جهانی ادیان در شیکاگو، آیین بهائی را به رسمیت شناخت. این به رسمیت شناختن بخشی از ابتکارات عبدالبهاء برای ایجاد ارتباط با ایالات متحده و گسترش شبکهها پس از درگذشت پدرش، بهاءالله، در سال ۱۸۹۲ میلادی بود. او متنی را که توسط هنری هریس جسوپ به اشتراک گذاشته شده بود، خواند که بهائیت را ستایش میکرد. جسوپ ظاهراً یک کشیش مسیحی با جهانبینی صهیونیستی بود که در امپراتوری عثمانی برای تأسیس دولت اسرائیل فعالیت میکرد. سالها بعد، در سال ۱۹۱۲ میلادی، عبدالبهاء به نیویورک سفر کرد و به گفته بهائیان، ادعا کرد که با رئیس جمهور وقت ایالات متحده ملاقات کرده است. بهائیان، ابراهیم جی. خیرالله اهل سوریه را به عنوان اولین فرستاده ویژه بهائیت برای ترویج آیین بهائی در ایالات متحده میدانند. تورنتون چیس، لوا گتسینگر و فیبی الیزابت اپرسون هرست از برجستهترین اعضای جامعه بهائی در ایالات متحده هستند.
شبکه بهائیت به تدریج دامنه فعالیت خود را به فرانسه، هند، مصر و سایر کشورهای جهان، از جمله ایران در سال ۱۹۳۴ میلادی گسترش داد و قوانین خود را بر اساس توصیههای بهائیان در ایالات متحده و حیفا تدوین کرد.
بهائیان طرحهای متعددی برای توسعه شبکه جهانی خود داشتند که قابل توجهترین آنها جنگ صلیبی ده ساله بود. آنها قصد داشتند دوازده مرکز بهائی را در طی نه سال در دوازده منطقه در سراسر جهان ایجاد کنند.
پس از فراز و نشیبهای فراوان، به ویژه پس از مرگ شوقی افندی در سال ۱۹۵۷ میلادی، سازمان بهائی به مدت شش سال توسط گروهی از نزدیکان و چهرههای بانفوذ معروف به ایادی امرالله اداره میشد. به دلیل تفرقه و اختلاف بین بهائیان بین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۷ میلادی، سرانجام سازمان بهائیان آمریکا تحت رهبری چارلز میسون ریمی قرار گرفت، در حالی که بهائیان در اسرائیل توسط همسر شوقی، روحیه مکسول، رهبری میشدند [27].
| رهبر | بیشترین ارتباط | طرح | رویدادهای مهم | |
| بهاءالله (1863-1892) | روسیه و بریتانیا | تلاش برای حفظ بقای فرقه | فراهم کردن پساندازهای مالی قابل توجه | |
| عبدالبهاء (1892-1921) | بریتانیا و ایالات متحده | برقراری ارتباط با آمریکا | خرید زمینهای فلسطینی و اهدای آنها به یهودیان | آغاز تلاشهای شبکهسازی از آمریکا |
| شوقی افندی(1921-1957) | ایالات متحده | تأسیس سازمان بهائیت در ایران (1934) | جنگ صلیبی ده ساله (1953-1963) | |
| ایادی امرالله (1957-1963) | ایالات متحده و اسرائیل | طرح نه ساله (1963-1972) | تأسیس بیتالعدل جهانی (1963) | |
| روحیه مکسول(1967-2000) | اسرائیل | — | اهدای ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال به اسرائیل (1967) | |
جدول ۱. رهبران آیین بهائی از حسینعلی نوری تا روحیه مکسول (۲۰۰۰ – ۱۸۶۳)
اگرچه آیین بهائی در ابتدا توسط بابیان تأسیس شد، اما بهائیان با خدمت بیشتر به صهیونیستها و برقراری ارتباط با ابرقدرتهای زمان خود، یعنی ایالات متحده و اروپا، رویکرد متفاوتی را اتخاذ کردند. آنها خود را از یک فرقه به یک سازمان جهانی تبدیل کردند که آرزوی حکومت بر کل جهان را دارد. در واقع، بهائیت نتیجه شکست یهودیان در تأسیس فرقه به ظاهر مقدس بابیت است. اگرچه بهائیان پیوسته تلاش میکنند تا این فرقه را به عنوان یک دین مقدس جدید معرفی کنند، اما حمایت آنها از صهیونیستهای اسرائیلی به تنهایی برای آشکار کردن اهداف شوم آنها کافی است.
منابع:
۱. فاطمی، سید مرتضی. «ظهور بابیت، پایان مهدویت.» پورتال جامع علوم انسانی، شماره ۱۳، ۱۳۸۸.
۲. صبری پاشا، ایوب. خاطرات همفر.
۳. همان.
۴. «شرح مختصر جناب سید باب.» ازلیان، ۲ اردیبهشت ۱۳۹۱.
۵. اشراقخاوری، عبدالحمید. خلاصه تاریخ نبیل زرندی. ن.پ، ن.د، صص ۶۴-۶۳.
۶. «سید علی محمد باب.» ویکیشیعه.
۷. کارینگتون هیچکاک، اندرو. کنیسه شیطان. بدون تاریخ، صص ۷۲، ۱۶.
۸. شهبازی، عبدالله. مقالاتی در باب تاریخ بهائیت در ایران. بدون تاریخ، صص ۲۲-۲۱.
۹. کارینگتون هیچکاک، اندرو. کنیسه شیطان. بدون تاریخ، صص ۷۰-۳۶.
۱۰. دالگورکی، کنیاز. جاسوس مرموز روسیه تزاری. چاپ سوم، کتابفروشی حافظ، [سال چاپ سوم]، صص ۳۶-۲۹.
۱۱. اسماعیلی، حمیدرضا. سازمان سیاسی بهائیان ۱۹۷۹-۱۸۹۲. موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۲۰۲۲، صص ۴۸-۵۳.
۱۲. «دایرهالمعارف جودائیکا» جلد ۵، انتشارات کتر در اورشلیم، ۱۹۷۱، ص ۱۱۴۶.
۱۳. شهبازی، عبدالله. «یهودیان مخفی و گسترش بابیت و بهائیت.» مرکز مطالعات یهود.
۱۴. همان.
۱۵. همان.
۱۶. گلپایگانی، ابوالفضل. کشفالغطاء، صص ۲۰۵-۲۰۴.
۱۷. اسماعیلی، حمیدرضا. سازمان سیاسی بهائیان ۱۹۷۹-۱۸۹۲. موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1401، ص ۶۹.
۱۸. همان، صص ۹۱-۹۲.
۱۹. همان، ص ۱۳۶.
۲۰. ارشاد، حسن. «نقش بهاءالله و عبدالبهاء در اشغال فلسطین توسط صهیونیستها.» ۹ شهریور ۱۴۰۲.
۲۱. همان.
۲۲. اخبار امری، شماره ۱۰، دی ۱۳۴۰، ص ۶۰۱.
۲۳. مؤید، حبیب. خاطرات حبیب. موسسه ملی مطبوعات امری، ص ۲۰.
۲۴ . « محقق بهایی» انجمن ملی ایران، جلد ۱۴، ص ۹۲.
۲۵. اسماعیلی، حمیدرضا. همان، ص ۱۳۲.
۲۶. همان، ص ۳۹۴.
۲۷. همان، صص ۲۵۳-۱۳۱.
