برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ چگونه انجام شده و با چه موانعی روبه رو بوده است؟

وضعیت برگزاری پیاده‌روی اربعین در طول تاریخ و موانع پیش روی آن

وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ و موانع پیش روی آن

پیاده روی اربعین در طول تاریخ، به عنوان یکی از عظیم ترین آیین های مذهبی جهان اسلام و مظهر اتحاد و همبستگی شیعیان، شناخته می شود. این مراسم باشکوه که هر ساله میلیون ها نفر را از اقصی نقاط ایران، عراق و سایر کشورهای جهان به سوی کربلای معلا می کشاند؛ نه تنها نمادی از عشق، دلبستگی و ارادت به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام و یاران باوفایشان است؛ بلکه یکی از مستحبات موکد در فرهنگ شعیان به شمار می‌آید. از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که فرموند: «کسی که با پای پیاده به زیارت امام حسین (علیه‌السّلام) برود، خداوند در ازای هر قدمی که بر می‌دارد، هزار ثواب برای او می‌نویسد و هزار گناه از او محو می‌کند و هزار درجه به او می‌دهد».[1] و یا در حدیث دیگری ازا مام صادق علیه السلام  آمده است که: «کسی که با پای پیاده امام حسین (علیه‌السّلام) را زیارت کند، خداوند متعال در ازای هر قدمی که بر می‌دارد و می‌گذارد، ثواب آزاد کردن بنده‌ای از اولاد حضرت اسماعیل (علیه‌السّلام) را به او می‌دهد.»[2]

با این حال، وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول زمان، همیشه ساده و سهل الوصول نبوده است. سیر تاریخی این مراسم مردمی، آشکارا نشان می دهد که پیاده روی اربعین در بستر تحولات سیاسی، اجتماعی و امنیتی هر عصر، بارها با فراز و نشیب، محدودیت و حتی ممنوعیت های جدی روبه رو شده است. از دوران خفقان آلود اموی و عباسی گرفته تا حمایت های پرافت وخیز آل بویه و صفویه، از سال های سرکوب در عصر عثمانی و حکومت بعثی عراق تا گشایش های پس از سقوط صدام، هر دوره تاریخی سهمی منحصر به فرد در رقم زدن سرنوشت این سنت سترگ داشته است.

در بسیاری از مقاطع، قدرت های سیاسی تلاش کرده اند با وضع محدودیت ها، ممنوعیت ها و فشارهای گسترده، از اوج گیری شعائر مذهبی شیعیان جلوگیری کنند؛ اما عشق به امام حسین علیه السلام، روحیه مقاومت و وفاداری مردم به آرمان های عاشورا، سبب شده این حرکت اصیل، نه تنها خاموش نشود بلکه پرشکوه تر و فراگیرتر ادامه یابد؛ درواقع، مطالعه وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ، نمایانگر استمرار هویت جمعی است که ریشه در ایمان، پایداری و روحیه آزادگی دارد؛ گوهری که از دل سختی ها و آزمایش ها سر برآورده و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

در این نوشتار تلاش می کنیم با رویکردی تحلیلی و تاریخی، ابعاد گوناگون وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین و موانع پیش روی آن را از صدر اسلام تا عصر حاضر بررسی کنیم تا جایگاه و تأثیرات این سنت عظیم را در هویت، فرهنگ و انسجام جامعه شیعی بهتر بشناسیم. در این مسیر، به پرسش های اساسی زیر نیز خواهیم پرداخت:

٭ در طول تاریخ، مهم ترین موانع و محدودیت هایی که پیاده روی اربعین با آن روبه رو بوده چیست و این موانع چگونه بر شکل و گستره برگزاری این آیین تأثیر گذاشته اند؟

٭ سیاست ها و اقدامات حکومت ها چه تأثیری بر وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ داشته اند؟

٭ در ادوار مختلف، چه عواملی باعث کاهش یا افزایش آزادی در برگزاری پیاده روی اربعین شده اند؟

پیاده روی اربعین در عصر خفقان؛ مقاومت خاموش شیعیان در دوران اموی و عباسی

پیاده روی اربعین از همان آغاز، با دشواری ها و تهدیدهای فراوانی روبه رو بود. در دو قرن نخست پس از عاشورا، فضای سیاسی و امنیتی حاکم بر جهان اسلام، به خصوص در عراق، به گونه ای بود که هر نوع گردهمایی یا عزاداری یادآور قیام امام حسین علیه السلام، به شدت سرکوب می شد. اما شیعیان با وجود همه تهدیدها، هرگز از زنده نگه داشتن خاطره کربلا و عشق به ائمه علیهم السلام دست نکشیده و همین پایداری، هویت و فرهنگ شیعه را تا امروز استوار نگاه داشته است.

پیاده روی اربعین در عصر امویان

پس از حادثه عاشورا، حکومت اموی نه تنها به نفی و سرکوب یاد و نام امام حسین علیه السلام پرداخت، بلکه با وضع قوانینی سخت گیرانه هرگونه تجمع، عزاداری، زیارت و سفر به آرامگاه حضرت را ممنوع اعلام کرد. در این برهه، حتی سخن گفتن از کربلا و اهل بیت علیهم السلام می توانست خطر جانی و مجازات سنگینی برای شیعیان در پی داشته باشد. اسناد و روایات تاریخی متعددی بر این امر گواه اند که زائران در قالب حرکت های مخفی و شبانه و گاه تک نفره و بی صدا، مسیر کربلا را طی می کردند تا شعله یاد حسین علیه السلام خاموش نشود. برخی از آنان همان جا یا در راه بازگشت دستگیر و به انواع مجازات ها دچار می شدند. درواقع، اربعین در این عصر، بیش از آنکه آیینی جمعی و آشکار باشد، نماد سرسختی و مقاومت خاموش در برابر ظلم حاکمان ستم پیشه بود.

بررسی وضعیت پیاده روی اربعین در عصر عباسیان

با گذار قدرت و انتقال آن به حکومت عباسی، ساختار سرکوب تغییر کرد ولی اصل خصومت با پیاده روی اربعین همچنان برقرار ماند. اگرچه عباسیان در برخی مقاطع به خاطر رقابت با امویان، شعار حمایت از اهل بیت (علیهم السلام) سر می دادند، اما پس از تثبیت قدرت، آن ها هم مناسک شیعیان را تهدیدی برای مشروعیت خویش دانستند.

نمونه هایی از سخت گیری خلفایی مانند منصور دوانیقی و متوکل عباسی در تاریخ برجای مانده که مستقیماً دستور جلوگیری از زیارت و تخریب قبر امام حسین علیه السلام را داده و راه های منتهی به کربلا را زیر مراقبت نظامی قرار دادند. زائران اربعین مجبور بودند به شکل گروه ها یا افراد پراکنده و اغلب با ترس و نگرانی شدید، راهی مرقد شوند؛ البته مواردی هم دیده می شود که برخی خلفای میانه رو، کنترل کمتری اعمال کرده و در برخی مناطق محلی، شرایط کمی بازتر شد؛ اما در مجموع سرکوب بر فراز مناسک اربعین سایه انداخته بود. با این حال، این مناسک هرچند پنهانی و محدود، همچنان زنده ماند و نقشی مهم در شکل گیری هویت و انسجام شیعی ایفا کرد.

طلوع عصر جدید اربعین؛ گذار از تساهل آل بویه تا حمایت دولت صفوی

تاریخ پیاده روی اربعین با فراز و نشیب های بسیار، به دوره هایی می رسد که زمینه های جدیدی برای ابراز و احیای این سنت فراهم می شود. با عبور از دوران فشار و محدودیت امویان و عباسیان و ورود به عصر حکومت های شیعی، فصل تازه ای در وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ رقم خورد. قدرت گیری آل بویه و سپس روی کار آمدن دولت صفوی، هر دو نقطه عطف هایی مهم در فراهم آمدن بستر مناسب تری برای انجام آیین های شیعی، به ویژه پیاده روی اربعین بودند.

این دوره ها، با همه تفاوت ها و ویژگی های سیاسی و اجتماعی شان، نقش تعیین کننده ای در تثبیت و گسترش مناسک اربعین داشتند؛ به طوری که می توان آن ها را آغازگر نهادینه شدن پیاده روی اربعین در جامعه شیعی دانست. در ادامه، به شرح وضعیت و تحولات مربوط به پیاده روی اربعین در عصر آل بویه و صفویه خواهیم پرداخت.

بررسی شرایط پیاده روی اربعین در عصر آل بویه

با آغاز حکومت شیعیان آل بویه در بخش هایی از ایران و عراق، وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین برای نخستین بار دستخوش تغییر قابل توجهی شد. برخلاف دوران پیش از آن، که پیاده روی اربعین همواره با بیم و نگرانی و محدودیت های شدید همراه بود، در این عصر شرایط برای علاقمندان به زیارت امام حسین علیه السلام تا اندازه ای آسان تر شد.

حکومت آل بویه که خود به آیین تشیع گرایش آشکاری داشت، نسبت به برگزاری مراسم مذهبی همچون عاشورا و اربعین تساهل و همراهی بیشتری نشان داد؛ درواقع، زیارت و پیاده روی اربعین در این دوران تا حدی به رسمیت شناخته شد و آزادی عمل زائران افزایش یافت. مردم برای نخستین بار توانستند پیاده روی اربعین را با آرامش بیشتر، گرچه هنوز بدون حمایت همه جانبه، انجام دهند و یاد و خاطره شهدای کربلا را زنده نگاه دارند. هرچند همچنان برخی محدودیت های ناشی از شرایط اجتماعی یا برخی فرمانروایان محلی وجود داشت، اما در مقایسه با ادوار اموی و عباسی، این دوران گشایش قابل توجهی برای زائران پیاده روی اربعین در طول تاریخ به شمار می رفت.

بررسی وضعیت پیاده روی اربعین در عصر صفویه

در دوران صفویان، که تشیع به مذهب رسمی ایران تبدیل شد، وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین به شکل چشمگیری متحول شد. دولت صفوی نه تنها اجازه برگزاری آزاد و گسترده مراسم عاشورا و اربعین را صادر کرد، بلکه خود پشتیبان و حامی این آیین ها شده و تشویق به انجام پیاده روی اربعین و سایر سنت های عزاداری می کرد. در این مقطع تاریخی، محدودیت ها به طور کامل رفع شد و حتی شاهد برگزاری راه پیمایی های عظیم و دسته های منظم عزاداری در مسیرهای مختلف به سمت کربلا و سایر بقاع متبرکه هستیم.

پیاده روی اربعین در این دوره تبدیل به نمادی اجتماعی و مذهبی شده و نقش مهمی در انسجام شیعیان و تثبیت هویت مذهبی آنان ایفا کرد. حضور گسترده مردم در پیاده روی اربعین، همراه با حمایت رسمی و امکانات حکومتی، سبب شد این سنت بیش از پیش گسترده و نهادینه شود؛ درواقع، عصر صفویه نقطه عطفی در وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ به شمار می آید، چرا که برای نخستین بار پس از قرن ها فشار و محدودیت، این مراسم توانست آزادانه و با شکوه و عظمت برگزار شود و ریشه های خود را در فرهنگ ایرانی و اسلامی مستحکم تر سازد.

استمرار آیین اربعین؛ عبور از موانع سیاسی عصر عثمانی و چالش های مرزی دوره قاجار

با گذر تاریخ و انتقال قدرت میان سلسله ها و امپراتوری ها، وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین نیز همواره متأثر از شرایط سیاسی، مذهبی و اجتماعی آن دوران بوده است؛ پس از گذر از عصر صفویه و تغییر معادلات در منطقه، عصر عثمانی و قاجار هر یک فصل مهم و پرفراز و نشیبی در تاریخ این آیین رقم زدند. شرایط ویژه سیاسی و مرزی، گاهی فرصت هایی برای برگزاری آسان تر این مراسم فراهم می کرد و گاه نیز با ایجاد موانع و محدودیت های تازه، آزمونی برای پایداری باورها و ارادت مردم به شمار می آمد.

در ادامه، وضعیت پیاده روی اربعین در دو دوره عثمانی و قاجار به شکل تفصیلی تر بررسی می شود تا بهتر بتوان روند استمرار و مقاومت این سنت را در مواجهه با موانع و تحولات تاریخی بازشناخت.

 بررسی وضعیت پیاده روی اربعین در عصر عثمانی

در ادامه بررسی وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ، دوران حکومت عثمانی بر عراق (از سده دهم هجری تا اوایل قرن بیستم میلادی) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این بازه زمانی، پیاده روی اربعین همچنان جایگاه خود را به عنوان یک سنت مذهبی ریشه دار حفظ کرده بود، اما همیشه آزادانه برگزار نمی شد. سیاست های دولت عثمانی اغلب تحت تاثیر شرایط سیاسی و مذهبی منطقه تغییر می کرد. در برخی مقاطع، به ویژه هنگام بروز تنش های مذهبی میان شیعیان و اهل سنت یا در شرایط ناآرامی های سیاسی و اجتماعی، محدودیت شدیدی بر برگزاری پیاده روی اربعین اعمال می شد.

در بسیاری از سال ها، حکومت عثمانی برای کنترل جمعیت و جلوگیری از تجمعات بزرگ مذهبی، مسیر های منتهی به کربلا را به خصوص در ایام اربعین مسدود می کرد یا با استقرار نیروهای نظامی و وضع قوانین سختگیرانه، امکان برگزاری آزادانه پیاده روی اربعین را از زائران می گرفت. حتی گاهی در پی برخی وقایع، مراسم اربعین به طور کامل ممنوع می شد و زائران مجبور بودند به صورت مخفیانه و در گروه های کوچک این مسیر را طی کنند. این وضعیت خاص، یکی از موانع جدی بر سر راه پیاده روی اربعین در طول تاریخ بوده است که البته هیچ گاه نتوانست به طور کامل مانع برگزاری این آیین معنوی شود.

اوضاع پیاده روی اربعین در عصر قاجار

در عصر قاجار، هرچند فضای کلی برای تشیع در داخل ایران صمیمانه تر و حمایت آمیز بود، اما مشکلاتی مانند گذر از مرزها و مسائل امنیتی همچنان بر وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ سایه افکنده بود. زائران ایرانی برای شرکت در پیاده روی اربعین و زیارت حرم امام حسین ناگزیر بودند از مرزهای عراق عبور کنند که این خود با محدودیت های دیپلماتیک و گاه با خطرات همراه بود. با وجود این دشواری ها، اشتیاق مردم ایران به حضور در مراسم اربعین هرگز کاهش نیافته و جمعیت قابل توجهی از عاشقان اهل بیت، هر ساله مسافت های طولانی را با پای پیاده طی می کردند تا به کربلا برسند.

درحقیقت، حضور زائران ایرانی در پیاده روی اربعین در طول تاریخ دوران قاجار، نه تنها موجب رونق این آیین مذهبی شده، بلکه به تقویت پیوندهای فرهنگی و مذهبی میان شیعیان ایران و عراق انجامید؛ اگرچه محدودیت ها و تهدیدها حتی در این دوران نیز وجود داشت، اما روحیه ایثار و همبستگی، پیاده روی اربعین را به یک حرکت مردمی بزرگ بدل ساخت؛ به گونه ای که مرزها و فشارهای حکومتی نتوانست مانع از تداوم این سنت ارزشمند در طول تاریخ شود.

برگزاری پیاده روی اربعین در دوران قدرت حزب بعث عراق و پس از آن

ورود به سده بیستم و تحولات سیاسی، اجتماعی و امنیتی این قرن، نشانه آغاز دوره ای نوین در سرنوشت پیاده روی اربعین در طول تاریخ است. در این مقطع، عراق به عنوان اصلی ترین میزبان این مراسم عظیم، سال های پرتلاطم و پرچالشی را پشت سر گذاشت؛ سال هایی که هر یک تأثیرات عمیقی بر شیوه برگزاری و حتی اصل موجودیت پیاده روی اربعین داشت. از شکل گیری دولت نوین عراق پس از فروپاشی عثمانی تا چرخش های متعدد حاکمان و نظام های سیاسی، همواره مناسک دینی به ویژه پیاده روی اربعین، آینه  ای از کشاکش ها، بحران ها و گاه فرصت های تازه این کشور بوده است.

در ادامه، به دو دوره اساسی و تأثیرگذار در حیات معاصر پیاده روی اربعین می پردازیم؛ نخست دوران سرکوب و اختناق در حکومت بعث و صدام حسین و سپس فصل جدیدی که پس از سقوط این رژیم آغاز شده و پیاده روی اربعین را به یکی از بزرگ ترین گردهمایی های مذهبی جهان بدل ساخت.

در بررسی وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ، یکی از بحرانی ترین و تلخ ترین دوره ها به زمان حکومت حزب بعث عراق و به ویژه دوران صدام حسین بازمی گردد؛ پس از کودتای بعثی ها و تثبیت قدرت صدام، رویکرد حکومت نسبت به شیعیان عراق و به طور خاص مناسک مذهبی آن ها بسیار سخت گیرانه و خصمانه شد.

در این دوران، پیاده روی اربعین با شدیدترین ممنوعیت ها و فشارها روبه رو بود. هرگونه تجمع، عزاداری یا حرکت دسته جمعی به سوی حرم امام حسین علیهم السلام، به صورت آشکار ممنوع اعلام شده بود. دولت بعث به بهانه هایی همچون حفظ امنیت و مقابله با تهدیدات، عملاً پیاده روی اربعین را سرکوب کرده و هرگونه نشانه ای از برگزاری آن را جرم تلقی می کرد. هزاران نفر از شیعیان به دلیل تلاش برای حضور در پیاده روی اربعین بازداشت، شکنجه و حتی اعدام شدند.

خفقان سیاسی و فضای رعب و وحشت، پیاده روی اربعین را در این دوره تحت الشعاع قرار داد، اما با این وجود، بسیاری از عاشقان اهل بیت (علیهم السلام) مسیر کربلا را به شکل کاملاً مخفیانه، همراه با خطرات جانی و مالی، طی می کردند تا سنت زیارت اربعین را زنده نگه دارند. این دوران، اوج فشار و اختناق علیه یکی از مهم ترین مناسک شیعیان در طول تاریخ به شمار می رود.

پس از سقوط رژیم بعث در سال ۲۰۰۳ میلادی، فصل جدیدی در تاریخ عراق و به ویژه در احیای مناسک مذهبی این کشور آغاز شد. پس از سال ها سرکوب و ممنوعیت، پیاده روی اربعین بار دیگر فرصت بروز و ظهور یافته و به سرعت به یکی از باشکوه ترین اجتماعات مذهبی در جهان تبدیل شد.

در سال های پس از ۲۰۰۳، شاهد رشد تصاعدی تعداد زائران و شرکت کنندگان در پیاده روی اربعین بودیم. این مراسم که نمادی از عشق و ارادت به امام حسین علیه السلام و یارانش است، هر ساله با حضور میلیون ها نفر از سراسر جهان، از جمله ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس، کشورهای اروپایی، آمریکایی و آسیایی برگزار می شود. امروزه، پیاده روی اربعین نه تنها به عنوان سنتی دیرینه، بلکه به عنوان یک پدیده اجتماعی و سیاسی منحصربه فرد شناخته می شود که وحدت و همدلی امت اسلامی را به نمایش می گذارد.

این گردهمایی عظیم، که حاصل تلاش های بی وقفه میلیون ها عاشق و دلداده است، فرصتی برای ترویج فرهنگ ایثار، مقاومت و عدالت خواهی فراهم کرده و به نمادی از هویت شیعی در جهان معاصر تبدیل شده است. پیاده روی اربعین در دوران معاصر، به اوج شکوفایی و گستردگی خود رسیده و همچنان با چالش ها و البته فرصت های جدیدی همراه است که در مقالات و تحلیل های آتی به آن ها پرداخته خواهد شد.

طریق العلماء؛ مسیر تاریخی و معنوی پیاده‌روی اربعین

طریق العلماء یا طریق الفرات یکی از کهن‌ترین مسیرهایی است که زائران امام حسین علیه السلام در طول تاریخ برای پیاده‌روی به سوی کربلا از آن بهره گرفته‌اند. این مسیر به دلیل عبور بسیاری از عالمان دینی و روحانیون برجسته در طول سالیان، به «طریق العلماء» شهرت یافته است. نقطه آغاز این مسیر، مسجد سهله در شهر کوفه است و به عنوان یکی از دو راه اصلی پیاده‌روی بین نجف و کربلا شناخته می‌شود.

ویژگی بارز این مسیر عبور از کنار رودخانه فرات و نخلستان‌های سرسبز است که جلوه‌ای خاص به آن بخشیده است. در مقابل، جاده اصلی نجف به کربلا، مسیری خشک و بیابانی است که تا سال‌ها از امکانات اولیه برای زائران پیاده برخوردار نبود. اما در مسیر طریق العلماء، قبایل شیعه‌ای ساکن بودند که به عشق امام حسین علیه السلام به‌صورت خودجوش از زائران پذیرایی کرده و امکانات اسکان را فراهم می‌کردند. به همین سبب، این راه که در امتداد فرات قرار دارد، مورد توجه زائران قرار گرفته و رواج بیشتری یافته است.

در دوران حکومت حزب بعث و سال‌های سیطره صدام حسین بر عراق، زمانی که برگزاری مراسم پیاده‌روی اربعین ممنوع شده بود، این مسیر به پناهگاهی برای عالمان، روحانیان و مردم تبدیل شد تا با امنیت بیشتری زیارت خود را انجام دهند.

امروزه نیز راهپیمایی اربعین از سه مسیر اصلی انجام می‌شود: مسیر کاظمین، مسیر حله، و طریق العلماء. طول طریق العلماء حدود ۸۹ کیلومتر است و عمده ساکنان این نواحی به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند. به دلیل پوشش گیاهی، نزدیکی به رودخانه و آب و هوای مطبوع، این مسیر را «سرسبزترین مسیر پیاده‌روی به کربلا» می‌دانند.

از دیگر ویژگی‌های طریق العلماء می‌توان به خلوتی نسبی، آرامش محیطی، و نبود شلوغی و هیاهوی معمول مسیر اصلی نجف به کربلا اشاره کرد. برخلاف مسیر اصلی که با عمودهای شماره‌گذاری‌شده مشخص شده، در این مسیر تنها نشانه‌گذاری‌هایی پراکنده برای راهنمایی زائران وجود دارد. موکب‌های این مسیر بیشتر در خانه‌های مردم روستاها مستقر شده‌اند و زائران مهمان اهالی این مناطق می‌شوند که خود جلوه‌ای از مهمان‌نوازی و فرهنگ دینی مردم این نواحی است.

نقش محدودیت های مقطعی در پویایی آیین پیاده روی اربعین

در مسیر پر فراز و نشیب برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ، همواره موانعی موقتی و مقطعی وجود داشته که عمدتاً ناشی از بحران های امنیتی یا شیوع بیماری های واگیردار بوده اند. این محدودیت ها هرچند گاه بر وسعت و شکوه مراسم اربعین تأثیر گذاشته اند، اما هرگز نتوانستند این سنت دیرینه و گسترده را برای همیشه متوقف کنند.

بحران های امنیتی

در سال های مختلف، به ویژه طی دهه های اخیر، عراق گاه با بحران های امنیتی جدی مواجه شد؛ ازجمله حملات تروریستی، بمب گذاری ها و ناامنی های عمومی که عمدتاً زائران پیاده روی اربعین را هدف قرار می داد. این اتفاقات اگرچه تهدیدی جدی برای سلامت و جان میلیون ها شرکت کننده در پیاده روی اربعین بودند، بارها سبب شد مقام های مسئول به منظور حفاظت از جان زائران، تدابیر شدید امنیتی یا حتی محدودیت های موقتی وضع کنند. در برخی سال ها مسیرهای ورودی به کربلا بسته شد یا حضور زائران فقط برای ساکنان شهرهای محدود امکان پذیر بود، اما علی رغم این شرایط، عشق و ارادت مردم به امام حسین علیه السلام همچنان آن ها را به ادامه پیاده روی اربعین ترغیب نموده و پس از فروکش کردن بحران، جمعیت باشکوه زائران بار دیگر راهی کربلا می شدند.

شیوع بیماری ها

از دیگر نمونه های بارز محدودیت های مقطعی، شیوع گسترده بیماری های واگیر نظیر ویروس کرونا (کووید 19) در سال های اخیر است. در سال هایی که جهان با همه گیری این ویروس مواجه بود، دولت عراق و سایر کشورهای میزبان زائران، اقدام به وضع محدودیت های بهداشتی شدید و گاهی تعلیق یا توقف مقطعی پیاده روی اربعین نمودند. حضور پرتعداد زائران در یک مکان با توجه به احتمال انتقال بیماری، چالشی جدی ایجاد کرده و برخی پروتکل ها نظیر فاصله گذاری اجتماعی، استفاده از ماسک و حتی کاهش تعداد شرکت کنندگان اجرایی شد. با وجود این، پیاده روی اربعین در طول تاریخ نشان داده است که این مراسم حتی در اوج بحران های بهداشتی، پس از گذشت زمان و مدیریت بحران ها، با شور و جمعیت همیشگی دوباره احیا گردیده و از سر گرفته شده است.

در مجموع، تجربه تاریخی نشان می دهد محدودیت های مقطعی، خواه ناشی از تهدیدات امنیتی و خواه برآمده از بیماری های گسترده، هرگز نتوانسته اند تداوم و عظمت پیاده روی اربعین در طول تاریخ را متوقف سازند؛ بلکه پس از رفع این موانع، این سنت با قدرت و شور افزون تر ادامه یافته و به نماد استقامت و پایداری پیروان اهل بیت علیهم السلام بدل شده است.

پیاده روی اربعین در طول تاریخ، بیش از یک منسک مذهبی صرف، نمادی پررنگ از ایمان، پایداری و هویت شیعیان بوده است. این آیین که ریشه های عمیقی در تاریخ اسلام دارد، همواره با موانع و محدودیت های گوناگون، اعم از فشارهای سیاسی، ممنوعیت های حکومتی، تهدیدهای امنیتی و حتی بحران های جهانی نظیر بیماری های واگیردار مواجه بوده است. بااین وجود، مطالعه وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ نشان می دهد که اراده و عشق شیعیان به امام حسین علیه السلام هرگز اجازه نداده که این سنت عظیم متوقف شود.

اگرچه شرایط اجتماعی و سیاسی هر دوره، شکل و گستره پیاده روی اربعین را تحت تأثیر قرار داده و حتی گاهی برگزاری آن را با تهدیدات جدی جانی روبه رو ساخته است، اما این حرکت معنوی نه تنها خاموش نشده، بلکه با هر نسل قوام و عظمت بیشتری یافته است. پیاده روی اربعین در طول تاریخ، جلوه ای روشن از وفاداری، همبستگی و مقاومت را به نمایش گذاشته و نشان داده است که ایمان و باور قلبی مردم، فراتر از سدها و موانع موقت، می تواند ارزش ها و سنت ها را پابرجا نگه دارد.

امروزه، این آیین میلیونی نه تنها نماینده فرهنگ و تاریخ شیعه، بلکه الگویی از نوع دوستی، روح جمعی و عدالت خواهی برای جهان معاصر به شمار می آید. بدین ترتیب، مرور وضعیت برگزاری پیاده روی اربعین در طول تاریخ و موانع پیش روی آن، اهمیت حفظ و پاسداشت این سنت بزرگ را بیشتر آشکار ساخته و یادآور می شود که پیاده روی اربعین، همواره ستون استواری برای هویت و انسجام جامعه شیعی بوده است.

[1] حَدَّثَنِی عَلِی بْنُ الْحُسَینِ بْنِ مُوسَی بْنِ بَابَوَیهِ وَ جَمَاعَةٌ رَحِمَهُمُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ جَابِرٍ الْمَکْفُوفِ عَنْ اَبِی الصَّامِتِ قَالَ سَمِعْتُ اَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یقُولُ‌ مَنْ اَتَی قَبْرَ الْحُسَینِ (علیه‌السّلام) مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ اَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ اَلْفَ سَیئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ اَلْفَ دَرَجَةٍ القمی، ابی‌القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفای۳۶۷ه)، کامل الزیارات، ص۱۳۳.

[2] حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِی الرَّزَّازُ عَنْ خَالِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَینِ بْنِ اَبِی الْخَطَّابِ عَنْ اَحْمَدَ بْنِ بَشِیرٍ السَّرَّاجِ عَنْ اَبِی سَعِیدٍ الْقَاضِی: … سَمِعْتُ اَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یقُولُ مَنْ اَتَی قَبْرَ الْحُسَینِ ع مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ وَ بِکُلِّ قَدَمٍ یرْفَعُهَا وَ یضَعُهَا عِتْقَ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ اِسْمَاعِیل القمی، ابی‌القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفای۳۶۷ه)، کامل الزیارات، ص۱۳۴.

اشتراک گذاری در

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *